قشم- دولاب

جنگل دريايى حرا

 

 

 

 

 

 

 جنگل دریایی حرا (HARRA) زیستگاه امن پرندگان مناطق گرمسیری

·گونه حرا که نام علمی آن به حکیم و فیلسوف ایرانی ابو علی سینا (Avicennia Marina ) نسبت داده می شود ، درختانی در اندازه های 3 تا 6 متر با شاخ و برگ سبز روشن هستند.
·حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند . درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است .
·در تنگه خوران ، بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان ( فاصله بین شمال جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200 کیلومتر مربع پدید آمده که از تنوع زیستی بالایی برخوردار است .جنگل حرا به دلیل مساعد بودن شرایط اکولوژی ، زیستگاهی امن برای پرندگان مهاجر از مناطق گرمسیری است . پرندگانی همچون حواصیل بزرگ ، اگرت بزرگ ، اگرت ساحلی ، حواصیل هندی ، کفچه نوک تیز ، سلیم خاکستری ، گیلانشاه ، کاکائی و ....
·ناحیه جزر و مدی حرا زیستگاه مناسبی برای نرم تنان ، سخت پوستان و ماهیان پدید آورده است که منبع غذایی مهمی برای ماهیان و پرندگان وحشی هستند . ارتباط میان تولید اولیه بوم سازگان ( اکوسیسم ) حرا و تولید ماهیان ارزشمند و صدف در دیگر نواحی حاره به خوبی مشخص شده است .
·بستر مرطوب حرا، محل مناسبی برای پرورش مرغان ماهی خوار دریایی و به طور مشخص ماهی خوار دریایی سفید ( اگرات آلبا ) به وجود آورده و از میان دیگر گونه ها، مرغ باران یا آبچلیک ( کارادریده) در هنگام مهاجرت از میان این منطقه عبور می کنند . این سرزمین در زمستان زیستگاه مناسبی برای تغذیه آبچلیک ها و پلوه ها است. تعداد قابل توجهی از گونه های پرندگان اروپا –آسیایی( حدود 43 گونه ماهی خوارند) که به آفریقا مهاجرت می کنند . یکی از مسیرهای مهاجرت از جنوب ایران و از میان خلیج فارس در نقطه باریک تنگه هرمز میان جزیره قشم و جزیره ابوموسی عبور می کند . مناطق جزر و مدی حفاظت شده حرا به مثابه سرزمین استراحت و تغذیه پرندگان ماهی خوار و گونه های دیگری از پرندگان مهاجر است.
·دیدار از جنگل حرا خاطره ای به یاد ماندنی در اذهان دوستداران طبیعت ، آب ، هوا ، درخت و پرندگان و سکوت استثنایی باقی می گذارد.
qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:41  توسط اسلامی  | 

تنگه چاهکوه

در حوالى روستاى چاهو در کناره شمالى بخش غربى جزيره دو دره عمود برهم با ديواره‌هاى عمودى بلند ديده مى‌شوند که مورفولوژى شبه کارستى را نشان مى‌دهند. در کف يکى از دره‌ها که امتداد تقريباً شمالى جنوبى دارد حفره‌هاى کم‌عمق و نيمه‌عميق چاه‌مانندى وجود دارند که محل انباشت و ذخيره آب‌هاى جارى‌شده در دره‌ها بوده و مورد استفاده اهالى منطقه قرار مى‌گيرند.

ورودى دره شمالى‌جنوبى از سمت شمال عريض‌تر و کم‌شيب‌تر است و شکل کمابيش u مانندى را نشان مى‌دهد. هرچه به سمت جنوب پيش‌ مى‌رويم دره کم‌عرض‌تر شده. شيب آن افزايش مى‌يابد و در انتها به شکل V درآمده و صعب‌العبور مى‌شود. اين مشخصات نشان‌‌دهنده سيلابى بودن دره است.

ديواره‌هاى دره شيارها و خطوط فرسايشى موازى متعددى را نشان مى‌دهند که بعضاً اين شيارها عمق بيشترى پيدا کرده و فرم‌هاى قاشقى يا قيفى را به خود مى‌گيرند.

جنس ديواره‌ها عمدتاً از ماسه‌سنگ آهکى سست بوده و به‌دليل وجود ميان لايه‌هاى مارن قرمز، سيلت و آهک شاهد انحلال و فرسايش‌هاى شديد در اين بخش‌ها هستيم به‌نحوى که در تمامى طول ديواره دره حفره‌ها متعدد کوچک و بزرگ نمايان هستند. به‌نظر مى‌رسد چاه‌هاى کم‌عمق آب که مورد استفاده اهالى قرار مى‌گيرد توسط دست حفارى شده‌اند اما اين حفارى در ادامه حفرات انحلالى عميق صورت پذيرفته و درواقع کار طبيعت توسط بشر تکميل شده است. همچنين در طول دره اصلى و دره عمود بر آن کانال باريک جوى مانندى ديده مى‌شود که ظاهراً براى هدايت و انتقال آب دره‌ها به داخل چاه حفر شده است.

اين تنگه به‌دليل دارا بودن ديواره‌هاى عمودى نسبتاً مرتفع، وجود شيارها و خطوط فرسايش موازى و عميق و همچنين انواع حفره‌هاى نيمه کروى و بيضوى از زيبايى ويژه‌اى برخوردار است.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:40  توسط اسلامی  | 

کاسه سلخ

منطقه‌اى موسوم به کاسه سلخ در ساحل جنوبى، برهوتى است به طول تقريبى 7 کيلومتر و عرض تقريبى 5 کيلومتر که هيچ پوشش گياهى در آن وجود ندارد. اينجا عرصه‌اى است که گويى از حيات و عناصر حياتى بويى نبرده است. هزاران تپه کوچک و بزرگ مخروطى شکل و اشکال فرسايشى در اين عرصه به چشم مى‌خورد که در اعصار گذشته از زمين جوشيده و در همان حال سفت و بسته شده و تشکيل تپه‌ماهورهاى متداخل و گسترده‌اى را داده‌اند. در عمق اين برهوت يک چشمه شفابخش گوگرد از زمين مى‌جوشد. مجموعه اين عوامل نشان‌ مى‌دهد که در لايه‌هاى زيرين در منطقه برهوت سلخ مخازن عظيم نفت و گاز وجود دارد.

اين نقطه از قشم گرچه کمتر از ساير جاهاى جزيره بازديدکننده دارد، اما جذابيت شگرف آن مى‌تواند تفکرى عميق را براى انسان به ارمغان آورد و پناهگاه عاشقان سکوت و آرامش باشد. سکوت و آرامشى که گه‌گاه صداى بال زدن عقاب بزرگ و معروف قشم در آسمان آبى آن را مى‌شکند.

qeshm

.qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:39  توسط اسلامی  | 

بام قشم

در بخش غربى جزيره و در حد فاصل روستا بندر سلخ (در جنوب) و روستاى طبل (در شمال)، ارتفاعات موسوم به بام قشم قرار دارد. بام قشم فلاتى نيمه مرتفع است که گسترده‌ترين بخش مرتفع جزيره را تشکيل مى‌دهد و چشم‌انداز بى‌نظيرى را مى‌توان از فراز آن شاهد بود.

بخش‌هاى مرتفع به‌طور عمده از سنگ آهک سخت ـ که شامل پوسته‌هاى صدف فراوان است ـ تشکيل شده و در دامنه‌ها و حاشيه‌هاى ارتفاعات، ماسه سنگ سست همراه با مارن و سيلت مشاهده مى‌شود که به شدت فرسايش يافته‌اند.

يکى از راه‌هاى خوب دسترسى به بام قشم از کنار روستاى طبل مى‌گذرد که از انتهاى مسير ماشين‌رو، پس از حدود 15 دقيقه پياده‌روى و صعود از دامنه‌ها مى‌توان به سطح فلات دسترسى پيدا کرد. در اينجا بقاياى يک روستاى ويران شده نيز وجود دارد که اهالى منطقه آن را کلات کشتار مى‌نامند و دليل اين نامگذارى روشن نيست. آثارى از ديوارهاى قديمى بسيار منظم، محوطه‌هاى زندگى، قطعات سنگى پرداخت شده، چند فضاى بسته نسبتاً سالم شبيه به آغل حيوانات يا انبار و ساختارى شبيه شبکه‌هاى زهکشى يا فاضلاب در اين ويرانه‌ها مشاهده مى‌شوند. همچنين قطعاتى از سفال و خشت پخته که احتمالاً مربوطه به دوران اسلامى است در ميان ويرانه‌هاى يافت مى‌شود.

نکته جالب، استفاده از سنگ آهک سخت در سازه‌هاى اين منطقه است که از همان لايه‌هاى آهکى ارتفاع فلات تأمين شده است.

منظره جنگل حرا از بالا، سواحل شمالى خليج فارس و مناظر بديع فرسايشى در جنوب فلات (که از جاذبه‌هاى اصلى ژئوپارک قشم است و آن را دره تنديس‌ها ناميده‌اند) از چشم‌اندازهايى است که مى‌تواند ساعت‌ها انسان را برفراز بام قشم به تماشا و تفکر وادار نمايد و چه بسا پا را از اين حد فراتر گذاشته و با اطراق شبانه در اين محل، ضمن استفاده از هواى ملايم آن به رصد ستارگان نيز مشغول شد.

در بام قشم، يک آب‌انبار (برکه) سنتى براى جمع‌آورى و نگه‌دارى آب باران وجود دارد و در بخشى از آن نيز انبوه درختان تنومند ديده مى‌شوند.

گفته مى‌شود در گذشته، مردم روستاهاى پيرامون بام قشم در فصل تابستان براى فرار از شرجى و گرما به اين منطقه روى آورده‌اند.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:38  توسط اسلامی  | 

غار نمک

جزيره قشم از طريق تنگه کلارنس Clarence يا خورخوران از سواحل ايرانى جدا شده است. مرتفع‌ترين منطقه جزيره قشم، کيش کوه با ارتفاع تقريبى 390 متر از کوه نمک تشکيل شده است که به کوه نمکدان نيز معروف است.

 مشخصات زمين شناختى خليج فارس و جزيره قشم نشان مى‌دهد که:

خليج فارس دريايى حاشيه‌اى (Marginal) است که توسط هرمز با اقيانوس هند ارتباط مى‌يابد. از نظر زمين‌شناسى ساختمانى، خليج فارس يک چاله تکتونيکى است که به اواخر پليوسن تا پليستوسن تشکيل شده و درنتيجه تداخل چين‌خوردگى‌هاى زاگرس و چين‌خوردگى‌هاى عربى شکل امروزى را پيدا کرده است. اغلب جزاير و تپه‌ماهورهاى زيردريايى نيز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمکى تشکيل شده‌اند.

بررسى وضعيت زمين‌شناسى ساختمانى و جنس زمين‌هاى تشکيل‌دهنده جزيره قشم نشان مى‌دهد اين جزيره تاقديس عظيمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزيره مى‌باشد و به آخرين حرکات چين‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزيره چين‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونيکى جوان‌تر است. عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى‌ ـ جنوبى بالا‌ آمدن تدريجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دريايى مؤيد اين نظر است.

سازند هرمز قديمى‌ترين سازند موجود در جزيره قشم است که در بخش غربى آن به‌صورت گنبد نمکى نمکدان برونزد دارد.

گنبد نمکى نمکدان تنها گنبد نمکى در جزيره قشم است که از ميان دماغه جنوب، تاقديس سلخ و دماغه شمال غربى تاقديس باسعيدو بالا آمده است و در نقشه تقريباً دايره‌اى شکل و به قطر 7 × 5/6 کيلومتر است. بام گنبد توپوگرافى نامنظم دارد و ديواره آن بسيار پرشيب است.

در بخش جنوبى گنبد نمکى نمکدان، غارهاى نمکى (Salt Caves) بسيار زيبا و شگفت‌انگيزى وجود دارند.

غار نمک در بخش جنوبى جزيره و در منتهى‌اليه غربى آن قرار گرفته است. دهانه غار رو به جنوب است و تا ژرفاى حدود 20 مترى آن با نور روز روشنايى دارد. ژرفاى غار نزديک به 100 متر، فرازاى آن بين 3 تا 10 متر و پهناى متوسط غار 5 متر است. اندازه‌هاى ذکر شده در زمان‌هاى مختلف دستخوش تغيير مى‌شود و دليل آن ميزان بارندگى، نفوذ آب و انحلال و تبلور نمک است.

شکل کل مسير غار به‌صورت يک کمان کاملاً خميده است و از حدود 30 مترى ژرفاى آن پيچش مسير به سمت چپ آغاز مى‌شود و پس از طى حدود 20 متر و رسيدن به يک فضاى نسبتاً وسيع، مجدداً پيچشى به سمت چپ صورت مى‌گيرد. اين نقطه بلندترين قسمت سقف غار است.

ديواره ورودى غار تشکيل شده است از نوارهاى رنگارنگ نمک و لايه‌هاى مختلفى از کانى‌هاى آهن‌دار ـ مانند هماتيت و اوليژيست ـ همچنين در مدخل غار آبگير يبه طول بيست متر مشاهده م‌شود که ميزان آب آن وابسته به ميزان نزولات جوى و متغير است. استلاکتيت‌ها و به ندرت استلاگميت‌هاى نمکى از اولين پيچش‌ غار قابل مشاهده هستند و به‌تدريج تعداد آنها افزايش مى‌يابد. متأسفانه تعدادى از استلاکتيت‌هاى زيباى اين غار تخريب و شکسته شده‌اند، به احتمال زياد اين کار توسط بازديدکنندگان و برخى از اهاى بومى جزيره به‌منظور تهيه نمک‌طعام با کيفيت بالا صورت گرفته است.

از نيمه غار تا انتهاى آن زيبايى غار را کف‌پوشى از نمک کريستاله دوچندان نموده است و در نزديکى ديواره‌ها، اتصال استلاکتيت‌ها و استلاگميت‌ها با يکديگر. ستون‌ها و ستونک‌هاى زيبايى را پديد آورده است.

در نزديکى دهانه غار نمکى چند دهانه ديگر نيز قابل مشاهده است که ژرفاى آنها از چند متر تجاوز نمى‌کند و پهنا و بلنداى محدودى دارند. ديواره اين قبيل حفره‌ها پوشيده از رسوبات گل‌کلمى نمک است.

چشمه نمکى مجاور غار نمکى، حاصل نفوذ آب‌هاى سطحى مربوط به بارندگى به داخل مجرا‌ها و کانال‌هاى گنبد نمکى نمکدان است. اين آب‌ها پس از نفوذ به داخل گنبد و حل‌کردن مقادير زياد نمک و ديگر مواد قابل انحلال، به شکل چشمه ظاهر مى‌شوند. آب اين چشمه محلول فوق اشباع نمک است و به‌همين دليل رسوب‌گذارى و تبلور نمک در حاشيه مسير اين چشمه به‌ وفور مشاهده مى‌شود و حاصل آن را مى‌توان به‌صورت نوارى سفيد رنگ از دوردست مشاهده نمود. در بستر سرخ‌رنگ اين چشمه، رسوبات گل‌ اخرا مشاهده مى‌شود که حاوى ترکيبات اکسيد آهن به‌خصوص هماتيت است. در اين ناحيه شکل‌هاى بسيار زيبايى از نمک قابل مشاهده است، از جمله:

پليگون‌هاى نمک (با قطر 30 سانتى‌متر تا يک متر)،

تيغه‌هاى نمکى بسيار تيز و برنده،

شکل‌هاى گل‌کلمى و قلوه‌اى، رشته‌هاى ذره‌بينى؛

بلورهاى خودشکل نمک

از دل کوه نمکدان و از ميان غار يک جريان آب زيرزمينى دائمى مى‌جوشد و راه خود را به خارج مى‌گشايد که پس از حل کردن نمک در مسير حرکت خود، به‌صورت چشمه‌ در دامنه کوه ظاهر مى‌شود و در گودال مقابل خود حوضچه‌اى طبيعى به‌وجود مى‌آورد. منظره اين حوضچه از دور همچون سطح وسيعى انباشته از برف زمستانى ديدنى است. اين چشمه در تمام فصل‌هاى سال جريان دارد.

نمک موجود در غار کوه نمکدان از بهترين نوع نمک سر سفره شناخته شده و در ترکيب آن عناصر ديگرى (همچون منيزيم) وجود دارد. به‌همين دليل مى‌تواند به‌عنوان نمک طبى به‌ويژه براى مصرف ورزشکاران حرفه‌اى ـ استخراج و به‌صورت کپسول مصرف شود.

نظير غار نمک جزيره قشم در کمتر نقطه‌اى از ايران و جهان ديده شده است. تحقيقاتى که اخيراً بر روى فضاى داخلى غار نمکدان انجام شده نشان مى‌دهد که اين غار داراى قابليت ويژه‌اى است که باقى‌ماندن و تنفس در آنها مى‌تواند به بهبود بيماران مبتلا به آسم و ناراحتى‌هاى تنفسى کمک کند. اما تحقيقات انجام شده اخير، حقايق تازه‌اى را بازگو مى‌کند.

در بهار سال 1384، يک گروه دانشمند زمين‌شناس از کشور چک، به همران استادان بخش زمين‌شناسى دانشگاه شيراز وارد جزيره قشم شدند تا مطالعات خود را در زمينه‌هايى چون تعيين نرخ فرسايش، زمان بالا‌آمدن کوه نمک و سن‌يابى گنبد نمکى جزيره قشم به‌ اجرا درآوردند. دکتر پرژى بوروتانز به همران 4 پژوهشگر دانشگاه چارلز پراگ (کشور چک) پس از بررسى‌هاى اوليه غار نمک جزيره قشم در اظهارنظرى گفت: ”از اين غار، حدود 5100 متر آن شناسايى شده و با همين طول مى‌توان گفت که به‌عنوان دومين غار بزرگ نمک جهان قطعيت دارد. با ادامه تحقيقات در آينده، شايد بتوان به اين نتيجه رسيد که اولين و بزرگ‌ترين غار نمک جهان باشد.“

 يک سال بعد، با شناسايى بقيه مسير، معلوم شد که غار نمک قشم حدود 6400 متر درازا دارد و به اين ترتيب طولانى‌ترين غار نمک جهان به‌شمار مى‌رود.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:37  توسط اسلامی  | 

قشم و جزيره هاى پيرامون

قشم چهار جزيره کوچک‌تر هنگام، لارک، هرمز و ناز را در تنگه استراتژيک هرمز در مجاورت خود دارد.

ـ جزيره هنگام: اين جزيره 6/33 کيلومتر مربع مساحت دارد و به شکل مخروطى ناقصى است که در کرانه‌هاى جنوبى جزيره قشم روبه‌روى شيب دراز واقع شده است. فاصله آن تا شهر قشم حدود 92 مايل دريايى است. اين جزيره ارتفاعات پست آهکى دارد و بلندترين نقطه آن کوه ناکس است. بزرگ‌ترين قطر آن از روستاى هنگام کهنه تا روستاى هنگام جديد 9 کيلومتر است.

تنها فعاليت اقتصادى در جزيره هنگام که اکثر اهالى به آن مشغولند ماهيگيرى و صيادى است. از نقاط ديدنى جزيره سواحل جنوبى آن است که حفره‌هاى کوچک و بزرگ دارد و تأسيسات بندرى انگليسى‌ها است.

ـ جزيره لارک: اين جزيره با 7/84 کيلومتر مربع مساحت در فاصله 81 کيلومتر مربع مساحت در فاصله 81 مايلى دريايى از بندرعباس و 6 مايل دريايى از شهر قشم و در جنوب شرقى اين شهر در تنگه هرمز قرار دارد. جزيره لارک از کوه‌هاى آتشفشانى مخروطى شکل تشکيل شده است. چند چشمه نمک و سواحل بسيار زيبا از جمله ديدنى‌هاى جزيره لارک است.

در اين جزيره فعاليت کشاورزى وجود ندارد و تنها فعاليت اقتصادى اکثر اهالى لارک، صيد و غواصى است. آب برکه‌ها و چاه‌هاى آن نيز مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

ـ جزيره هرمز: اين جزيره مانند صدفى با 9/14 کيلومتر مربع وسعت در فاصله 10 مايلى جنوب شرقى بندرعباس و درميان آب‌هاى خليج فارس قرار گرفته است.

سطح جزيره هرمز را طبقات سازند‌هاى رسوبى و آتشفشانى تشکيل داده است و طبقات نمکى نيز به صورت تپه‌هايى، قسمت اعظم جزيره را پوشانده‌اند و اکثراً از جنس نمک طعام هستند. بلندترين نقطه آن 186 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و بزرگ‌ترين قطر آن 8 کيلومتر است. به‌دليل بارش اندک جوى و نمکى بودن خاک و شور بودن آب، مرتع و گياه در جزيره هرمز اندک است.

استخراج و صدور خاک سرخ جزيره هرمز از مهم‌ترين منابع درآمد اهالى است. نمک آبى و سنگ لاشه از ديگر معادن اين جزيره به‌شمار مى‌رود.

جزيره‌ ناز: اين جزيره کوچک در نزديکى سواحل شرقى قشم‌ قرار گرفته و از ساحل در حدود يک کيلومتر فاصله دارد. وسعت جزيره ناز تقريباً سه‌ هکتار است. اين جزيره فاقد ساحل شنى است و ديواره‌هاى صخره‌اى به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آن را فراگرفته است. روى اين جزيره کاملاً مسطح است. در زمان جزر با پس‌روى کامل آب دريا، براى مدت کوتاهى، باريکه‌اى از خشکى جزيره ناز را به ساحل قشم وصل مى‌کند.

در اين جزيره کسى سکونت ندارد. ماهيگيران محلى چند سايبان و مکان استراحت از چوب و پلاستيک به‌صورت موقت احداث کرده‌اند. روبه‌روى جزيره ناز در قشم ساحل شنى قرار دارد که مکان مناسبى براى تغذيه پرندگان دريايى و ماهيگيران بومى است. در سراسر فصول سال بازديدکنندگان بسيارى به‌ويژه هنگام غروب از اين محل بازديد مى‌کنند.

غارهاى خربس: اين غارها در فاصله ده‌کيلومترى شهر قشم و مشرف بر ساحل جنوبى جزيره قرار دارند. با توجه به جنس ديواره‌ها که عمدتاً از مارن و سيلت هستند فرسايش تأثير زيادى بر آنها داشته و به‌نظر مى‌رسد حفراتى که آنها را غار مى‌نامند در ابتدا در اثر عمل امواج به‌وجود آمده (در زمان مجاورت اين ديواره‌ها با دريا) و اندازه‌هاى محدودى داشته‌اند و سپس توسط مردم بومى عميق‌تر و بزرگ‌تر شده‌اند. نرمى جنس ديواره‌ها باعث شده که کار حفر آنها به سهولت انجام پذيرد و احتمالاً پناهگاهى براى مردم آن زمان به‌وجود بيايد. برخى از اين غارها با دالان‌هايى به هم مى‌رسند. در ديواره‌هاى داخلى و خارجى پوسته‌هاى دو کفه‌اى‌هاى مختلف به وفور يافت مى‌شود.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:36  توسط اسلامی  | 

دره ستاره ها

روستاى برکه خلف در فاصله‌ پنج کيلومترى از ساحل جنوبى جزيره قرار گرفته است. در شمال اين روستا يکى از زيباترين جلوه‌هاى فرسايش در جزيره قابل مشاهده است. اهالى منطقه به اين روستا استاره کفته (گاهى هم استار افتيده) مى‌گويند. اما، نام دره ستاره‌ها براى اين پديده کم‌نظير زمين‌شناسى جاافتاده است.

به دليل شکل ويژه اين دره و انواع حجم‌ها و پديده‌هاى فرسايش موجود در آن وزش بادهاى تند و گردش هوا در لابه‌لاى ستون‌ها و حفره‌هاى موجود در دره توليد صدا مى‌کند و به دليل اين صداها است که اهالى معتقدند با تاريک شدن هوا اين دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است و بنابراين از ورود به آب در شب خوددارى مى‌کنند.

دره ستاره‌ها در واقع يک ناحيه فرسايش يافته توسط آب‌هاى سطحى، رگبارهاى فصلى و تندبادها است. فلات اوليه که هنوز در بخش شمالى به‌صورت کم و بيش دست نخورده باقى مانده، در ارتفاع بين 7 تا 15 مترى از کف دره قرار دارد و جنس آن ماسه سنگ با سيمان آهکى سست و پر از پوسته‌هاى فسيلى است. مخروط‌هاى نوک‌تيز، ستون‌نها و ستونک‌هاى فرسايشى، آرک‌ها و تيغه‌ها و ديواره‌هاى نوارى از جمله بخش‌هايى هستند که در اين دره مشاهده مى‌شوند.

به دليل سست بودن جنس لايه‌ها، مى‌توان انتظار داشت که پس از هر بارندگى شديد (که به ندرت اتفاق مى‌افتد) تغييرات محسوسى در مورفولوژى دره صورت پذيرد.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:35  توسط اسلامی  | 

تنگ عالى محمد

 

در فاصله‌اى نه چندان دور از تنگه چاهکو، پديده زمين‌شناسى ديگرى وجود دارد که از تنگه چاهکوه به سبب وجود ”نماهاي“ زيبايى که در ديواره‌هاى اين تنگه به وجود آورده و همچنين به دليل ”نمايان“ بودن آب در بخش‌هايى از تنگه موردنظر، مى‌توان نام‌هايى چون ”تنگه آب‌نما“ يا ”تنگه سنگ آب“ را براى آن پيشنهاد نمود.

تنگه موردبحث در بخش غربى جزيره در جنوب روستاى چاهو شرقى واقع شده و امتداد کلى شمالى جنوبى دارد. ورودى شمالى تنگه از طريق روستاى چاهوى شرقى، در حدود دو کيلومترى ساحل شمالى قرار دارد و دهانه آن در ابتدا فراخ و پرعرض است ولى پس از طى چند ده متر به سرعت تنگ و بسيار باريک مى‌شود.

وجود گياهان فراوان و درختان نسبتاً سالمند نشان‌دهنده وجود ميزان آب کافى در بستر تنگه است.

همچنين لايه کم ضخامت رس و مارن در کف تنگه که در آن ترک‌هاى گلى متعدد مشاهده مى‌شود و در اغلب نقاط چسبندگى زيادى از خود نشان مى‌دهد، دليل ديگرى بر وجود رطوبت بالا در اين تنگه است.

حفره‌ها و شيارهاى فراوانى در ديواره‌هيا تنگه مشاهده مى‌شو.ند که شکل‌هاى نيم‌کروى، قاشقى و طاقچه‌اى دارند و عناصر اصلى زيبايى اين تنگه محسوب مى‌شوند.

شيارهاى خطى و طاقچه‌اى در بسيارى از نقاط به‌صورت موازى ديده مى‌شوند و دليل بروز اين حالت، انحلال و فرسايش در ميان لايه‌هاى رسى و مارنى است که نسبت به ماسه سنگ آهکى (جنس اصلى ديواره‌ها) فرسايش‌پذيرى زيادى دارند.

همچنين وجود رس رس و مارن در اين لايه‌ها و از بين رفتن آنها در اثر فرسايش، شکل‌هاى کروى و قاشقى را بر ديواره‌ها پديد آورده است.

حرکت سريع و تخريبى آب در زمان بروز سيلاب‌ها، عامل ديگرى در فرسايش لايه‌ها و ايجاد شکل‌هاى تيغه‌اى و گوه‌اى با لبه‌هاى صيقلى است.

در اواسط تنگه مسير حرکت بسيار دشوار و تنگ مى‌شود و ديواره‌ها کاملاً به هم نزديک مى‌شوند به ترتيبى که در برخى نقاط با استفاده از دست بايد خود را کمى از کف تنگه بالاتر کشيده و عبور کرد. در اين نقاط، بلندى ديواره‌هاى پيرامون و تنگ و تاريک بودن مسير حالتى و هم‌آور شايد هيجان‌انگيز را در بيننده و بازديدکننده پديد مى‌آورد که اين نکته مى‌تواند براى علاقه‌مندان گردشگرى ماجراجويانه (Adventure tonsir) جالب و خاطره‌انگيز باشد.

تنگ عالى در انتها به ديواره‌هاى شمال‌شرقى گنبدنمکى نمکدان ختم مى‌شود و مسير از اين‌جا تا ساحل جنوبى کاملاً متفاوت بوده و جلوه‌هاى خاص حاصل از برونزد گنبدنمکى قابل مشاهده است. در ديواره‌هاى تنگه شاهد درزه‌هاى کوچک و بزرگ متعدد و هم‌چنين چندين گسل عرضى هستيم که به احتمال بسيار زياد حاصل جنبش‌هاى گنبدنمکى است که در نزديک آن قرار دارد.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:34  توسط اسلامی  | 

نخستين ژئوپارک کشور در جزيره قشم

 

بى‌شک در دوران‌هاى قبل از تاريخ، آنچه امروز جزيره قشم خوانده مى‌شود در زير آب‌هاى خليج هميشه فارس قرار داشته است. اما بر اثر تحولات دورانى، سطح آب فروکش کرده و بخش‌هاى برآمده زيردريايى به‌صورت جزيره درآمده‌اند. در اين جزاير‌ ـ از جمله قشم ـ کوه‌هاى کم ارتفاع فراوان است. سطح اين کوه‌ها را لايه‌هاى مرجانى، اسفنجى و دوکفه‌اى‌ها پوشانده‌اند که خود موجب حفاظت خاک‌هاى نرم شيست و مارن نيز سطح مرجانى شده است. با وجود اين، بادها، باران‌ها و طوفان‌هاى باران‌زا که تقريباً موازى و با زاويه کمى از زمين مى‌وزند باعث فرسايش تنه کوه‌ها و فروريختن پوشش‌هاى مرجانى شده‌اند. در اثر اين فعل و انفعال طبيعى کوهسرها، نيم‌رخ‌هاى انسان و پرندگان، مخروط‌ها و هرم‌ها، نمادها و تنديس‌هاى ديدنى و زيبايى در سراسر جزيره پديد آمده که از همين حيث نيز جزيره قشم و جزاير اطراف آن از ديگر جزاير خليج فارس ممتاز و به راستى استثنايى است.


مجمسه‌هاى طبيعى و نقش برجسته‌هاى پراکنده در سرتاسر جزيره قشم که بر اثر عوامل فرسايش چون باد و باران طى قرن‌ها در چنين شکنج کوه‌ها، اعماق دره‌ها و بر ديواره کوه‌هاى قشم پديد آمده‌اند بخش بزرگى از جاذبه‌هاى طبيعت‌گردى قشم هستند. ستون‌ها و حجم‌هاى اعجاب‌انگيز از جمله چشم‌اندازهاى ديدنى جزيره قشم به شمار مى‌آيند و نشانگر ديرينه سالى و اهميت اين جزيره به لحاظ زيباشناختى هستند. نظير اين کوه‌ها در ديگر قاره‌ها و در بيابان‌هايى که توسعه شهرى کمترى دارند ممکن است به چشم آيد. اما دسترسى گردشگران به آنها دشوار است. کوه‌ها و دره‌هاى قشم به عنوان بازمانده دوران گذشته زمين‌شناختى به راحتى قابل دسترس و تماشا است و اين يکى از جاذبه‌هاى کم‌نظير اين خطه به شمار مى‌رود.

ژئوپارک قشم

در امتداد درازاى جزيره قشم، رشته کوهى قرار گرفته که ارتفاع آن به‌ندرت از سيصد متر تجاوز مى‌کند. طول اين رشته کوه که از شرق به غرب در سراسر جزيره کشيده شده است، تقريباً مساوى با طول قشم و درحدود يکصد و ده کيلومتر است.

کوه‌هاى قشم وضعيت و شکل کاملاً ويژه‌اى دارند. اين کوه‌ها از لايه‌هاى رسوبى افقى و موازى تشکيل شده‌اند به‌گونه‌اى که پى‌گيرى لايه‌هاى مختلف کوه در سراسر جزيره‌ کاملاً ممکن است. تنها در دو نقطه، به دليل حضور گنبدهاى نمک، ترتيب و شکل قرار گرفتن لايه‌ها از حالت افقى خارج شده است.

در بخش غربى جزيره که گنبد نمک (کوه نمکدان) قرار گرفته، ارتفاع اين لايه‌ها در اثر فشار گنبد افزايش يافته و به 395 متر رسيده است. در بقيه ارتفاعات جزيره بلندى کوه‌ها در حدود دويست متر است. در بلنداى اين ارتفاعات دشت‌هاى کاملاً مسطحى قرار دارند که پوشش گياهى بسيار خوب نيز دارند (مانند منطقه موسوم به بام قشم که درختان کهنسالى در آن وجود دارد). اطراف اين کوه‌ها را ديواره‌هاى بلند فرارگرفته‌اند که در اثر باد و باران و دريا فرسايش يافته و شکل‌هاى بديعى به‌وجود آورده‌اند.

نخستين ژئوپارک کشور در جزيره قشم

دشت‌ها، دره‌ها، سواحل و کوه‌هاى جزيره هم وضعيتى يگانه و کم‌نظير از نظر پوشش گياهى، حضور حيات وحش و وجود پديده‌هاى نادر زمين‌شناسى دارند.

بخش غربى جزيره قشم از بيشترين زيستگاه‌هاى با ارزش برخوردار است و پديده‌هاى زمين‌شناسى بسيار زيبا، بى‌نظير و عظيم در اين بخش جزيره به وفور ديده مى‌شود.

در اين بخش از جزيره علاوه بر گونه‌هاى گياهى و جانورى زيبا، کمياب و در خطر انقراض که در سطح ملى و همچنين جهانى از ارزش بسيارى برخوردارند، پديده‌هاى زمين‌شناسى نادر و بى‌مانندى نيز وجود دارند که هريک به تنهايى جذابيت و زيبايى خاص دارند.

مجسمه‌هاى طبيعى و نقش برجسته‌هاى پراکنده، چين‌خوردگى‌ها و کوه‌هاى شگفت‌آور، سطوح تخت و صفه‌ها در ارتفاعات، ستون‌هاى حاصل از عوامل فرسايش، برجستگى‌ها و فرورفتگى‌هاى به‌وجود آمده از هوازدگى، مخروط افکنه‌ها و قطعه‌هاى فروافتاده در پاى ارتفاعات، کوهسرها و هيکل‌هاى که دست هنرمند طبيعت به تازيانه باد و باران پديد آورده، تنديس‌هاى اعجاب‌آورى که در شکل‌هاى مختلف همچون لاک‌پشت، سگ، مارمولک، اسب آبى و يا حتى چهره‌ آدمى در حالت خشم و فرياد و ... همه و همه بخش بزرگى از طبيعت مسحور‌کننده قشم هستند و از جاذبه‌هاى کم‌نظير طبيعت‌گردى اين جزيره به‌شمار مى‌روند.

در سواحل جنوبى بخش غربى جزيره از بندر ماهيگيرى سلخ تا روستاى کانى ـ يعنى در فاصله سى‌کيلومتر از ساحل جزيره ـ روستا، مزرعه و هيچ نوع تمرکز و تجمع انسانى وجود ندارد. در بخش غربى جزيره حضور انسان و فعاليت‌هاى دامدارى و کشاورزى از زمان‌هاى قديم بسيار ناچيز بوده است و در حال حاضر نيز قابل توتجه نيست. در اين بخش از جزيره پديده‌هايى وجود دارند همچون:

جنگل‌هاى حرا،

گنبد نمک،

غارهاى نمک،

چشمه‌هاى آب معدنى،

تنگه چاهکو،

تنگ عالى،

بام قشم،

دره تنديس‌ها،

کلات کشتاران

و ده‌ها تخته سنگ و صخره با شکل‌هاى عجيب و غريب.

با توجه به غناى طبيعى و قابليت‌هاى تنوع زيستى جزيره و به‌ويژه بخش غربى آن است که نسبت به حفاظت اين بخش اقدام جدى به‌عمل آمد و نزديک به 500 کيلومتر مربع از آن براى يک منطقه حفاظت‌شده با عنوان ”ژئوپارک“ در نظر گرفته شد.

موقعيت و ويژگى‌هاى زمين‌شناسى جزيره قشم و وجود پديده‌هاى بسيارى از آثار نادر زمين‌شناسى دليل بسيار قانع‌کننده‌اى بود که حفاظت از بخش غربى جزيره به شکل ژئوپارک صورت گيرد. تعريف مصوب يونسکو از ژئوپارک به قرار زير است:

«ژئوپارک منطقه‌اى است با وسعت کافى که مرزهاى آن به وضوح مشخص شده و چندين پديده بارز زمين‌شناسى در محدوده آن قرار گرفته باشد. اين محدوده بايد بتواند در توسعه اقتصادى جوامع پيرامون خود نقش مؤثرى ايفا نمايد. ژئوپارک ممکن است علاوه بر پديده‌هاى زمين‌شناسى از آثار تاريخى، بوم‌شناسى، باستان‌شناسى و ميراث فرهنگى و طبيعى ديگر برخوردار باشد

براساس تعريف فوق از ژئوپارک و براساس تعريف فوق از ژئوپارک و براساس ارزيابى به‌عمل آمده از بخش غربى جزيره قشم و با توجه به وجود پديده‌هاى بارز زمين‌شناسى مانند گنبد نمک، غارهاى نمک، چشمه‌هاى گوگردى، دره‌هاى شگفت‌انگيز و باتوجه به قرار گرفتن 25 کيلومتر ساحل بکر و زيبا در بخش جنوبى منطقه و همچنين باتوجه به چشم‌اندازهاى زيبا وبيکران و حيات وحش فراوان در اين محدوده، جاى ترديد باقى نمى‌ماند که بهترين روش ممکن و مناسب‌ترين عنوان براى حفاظت و بهره‌بردارى از اين منطقه همانا عنوان جهانى ”ژئوپارک“ است که با تعريف دقيق يونسکو مشخص شده است.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:32  توسط اسلامی  | 

ماهى هاى زينتى آب هاى اطراف قشم

ماهى‌هاى زينتى (Ornamental fishes) به دليل رنگ‌هاى زيبا و خيره‌کننده و يا شکل‌هاى عجيب آنها مورد توجه قرار گرفته‌اند. اين ماهيان به دو دسته اصلى ماهى‌هاى آب شيرين و ماهى‌هاى آب شور (دريايى) تقيسيم مى‌شوند. اگرچه حجم اصلى تجارت ماهيان زينتى در دنيا به ماهى‌هاى زينتى آب شيرين اختصاص دارد، اما فعاليت بر روى ماهيان زينتى دريايى (آب شور) نيز امروزه در جهان بسيار گسترش يافته و به رغم حجم اندک داراى ارزش بسيار و قابل توجه است. اين امر به خاطر زيبايى و تنوع رنگ‌هاى جذاب اين گونه ماهيان است.

ماهى‌هاى زينتى آب شور به دليل همجوارى مرجان‌ها و صخره‌هاى مرجانى، به ماهى‌هاى مرجانى (Coral Reef fishes) نيز معروف هستند. در کشور ما نيز اين ماهى‌ها در اطراف صخره‌هاى مرجانى و پيرامون جزاير مرجانى خليج فارس وجود دارند.

ـ ماهى‌هاى زينتى دريايى: امروز آکواريوم‌هاى دريايى بسيار متداول گشته‌اند. نگهدارى ماهى‌هاى صخره‌هاى مرجانى در آکواريوم که روزگارى غيرممکن مى‌نمود اکنون با پيشرفت تکنولوژى و دست‌يابى به زيست‌شناسى و فناورى نگهدارى اين ماهيان، با ساخت نمک‌هاى مصنوعى دريا و ساير نهاده‌ها روند سريع‌ترى پيدا کرده است به نحوى که در کشورهاى پيشرفته، بسيارى از آنها مورد تکثير و پرورش قرار گرفته‌اند. از طرفى، وجود ماهى‌هاى زيبا در صخره‌هاى مرجانى و آسان شدن ورود انسان به محل زيست طبيعى اين مخلوقات زيبا باعث جذب هزاران توريست از سراسر دنيا براى ديدن صخره‌هاى مرجانى و موجودات ساکن آنها گشته است به‌طورى که سالانه هزاران نفر تنها براى ديدن جزاير و صخره‌هاى زيباى مرجانى کشور مالديو (که به آکواريوم جهان معروف شده) به آنجا سفر مى‌کنند و اين کشور فقط از طريق جذب توريست درآمد فراوانى کسب مى‌نمايد.

نخستين چيزى که در يک نگاه به آبسنگ‌هاى مرجانى توجه هر بيننده‌اى را به خود جلب مى‌کند شفافيت آب و تنوع و تراکم موجودات آبزى اين مناطق است. براى مثال در آبسنگ‌هاى بزرگ مرجانى استراليا (Grate Barrier Reef) بيش از دوهزار گونه از انواع آبزيان در آن زندگى مى‌کنند (Dakin- 1995).

ماهى‌هاى زينتى مرجانى به منظور کسب حداکثر و مناسب‌ترين فضاى اطراف خود از لحاظ شکل رنگ و رفتار به‌گونه‌اى تکامل يافته‌اند که توانايى زندگى در نواحى مختلف مرجانى را پيدا کرده‌اند. آنها براى زنده ماندن به انواع خاصى از غذاها وابستگى پيدا کرده‌اند و براى به دست آوردن آن روش‌ها و ترفند‌هاى ويژه خود را دارند. رقابت بر سر کسب غذا و فضا هميشه در چنين محيط فشرده‌اى در جريان است. اين رقابت شامل تمامى موجودات صخره مرجانى مى‌شود و از مرجان‌ها تا ماهى‌ها همگى در پى حفظ و گسترش قلمرو و فضاى بيشتراند. همين امر باعث به وجود آمدن همزيستى و همسفرگى‌هاى بسيار جالب در بين موجودات صخره مرجانى شده به نحوى که دو موجود براى بقا در دريا به طرز عجيبى به يکديگر وابسته گشته‌اند. از اين ميان، همبستگى شقايق‌هاى دريايى و دلقک ماهيان بسيار مورد توجه قرار گرفته و هميشه از آن به عنوان زيباترين نوع اين همزيستى‌ها ياد مى‌کنند به نحوى که ماهى دلقک از شقايق دريايى به شدت پاسدارى مى‌کند و مزاحمان را از آن دور مى‌نمايد.

ماهى‌هاى مرجانى نيز از صخره‌ها و مرجان‌ها حفاظت مى‌کنند و به محض نزديک شدن ماهى‌ها مزاحم و يا هم‌نوعان خود، آنها را به شدت مورد حمله قرار مى‌دهند چرا که آنجا چراگاه و محل تخم‌ريزى آنهاست. طراوت و زنده بودن يک صخره مرجانى در گرو چرخه اکوسيستم آن است و به محض اختلاف در اين اکوسيستم شاهد از بين رفتن و کم شدن گونه‌ها و در نهايت مرگ صخره مرجانى خواهيم بود.

ـ ماهى‌هاى زينتى خليج فارس: در جنوب کشور عزيزمان در محدوده 24 تا 30 درجه عرض جغرافيايى شمال سواحل زيباى خليج فارس واقع شده است. اين خليج وضعيت نيمه بسته‌اى دارد و از بخش جنوب شرقى از طريق تنگه هرمز که يک گذرگاه استراتژيک است به درياى عمان و اقيانوس هند و آب‌هاى آزاد متصل شده است. خليج فارس به دليل قرار گرفتن در عرض‌هاى زير استوايى، يک زيست‌ کاملاً مخصوص به خود را دارد و به واسطه ارتباط با اقيانوس هند، زيست‌بوم آن تا حدى شبيه مناطق ياد شده است و به علت داشتن اکوسيستم‌هاى مرجانى و ماهى‌هاى خاص آن جزء مناطق مرجانى جهان محسوب مى‌شود.

آبسنگ‌هاى مرجانى خليج فارس با توجه به غناى اکولوژيکى مهم‌ترين منطقه زيست ماهى‌هاى زينتى دريايى منطقه هستند. اگرچه به نظر مى‌رسد که مرجان‌ها به‌طور معمول نبايد در ماوراى عرض جغرافيايى 5/23 درجه استوا وجود داشته باشند. ولى با توجه به فاصله از خط استوا و قرار گرفتن در عرض‌هاى زير استوايى (ساب تروپيکال) و داشتن آب و هوايى معتدل گرم اين خليج مثال بارزى از انطباق موجودات دريايى به شمار مى‌رود.

در خليج فارس تراکم آبسنگ‌هاى در اطراف جزاير مرجانى مشاهده مى‌شود اگرچه آبسنگ‌هاى حاشيه‌اى در نوار ساحلى نيز به‌صورت پراکنده ديده مى‌شوند، وجود چنين آب و هواى خاصى باعث شده که مرجان‌ها و ماهى‌ها و ساير موجودات دريايى با توجه به تغييرات دائم آب و هواى منطقه داراى دامنه تحمل زيادى نسبت به ساير مناطق گرمسيرى باشند. به همين دليل، اغلب‌ ماهى‌هاى زينتى منطقه خليج فارس بسيار مقاوم به تغييرات دمايى و فيزيکوشيمياى آب هستند.

پراکندگى اين ماهيان در اطراف صخره‌هاى مرجانى و مناطق منتهى به اين صخره‌ها است. تنوع ماهى‌ها زينتى مرجانى و کم و زياد شدن جمعيت آنها و پراکندگى‌شان در فصول مختلف متفاوت است و با توجه به شرايط زيست محيطى و کم و زياد شدن غذا و شرايط آب مهاجرت منطقه‌اى نيز دارند. سنسورهاى موجود در بدن اين ماهيان به محض دريافت علائم تغييرات در شرايط زيست محيطى به آنها فرمان مهاجرت را مى‌دهد و ماهى نيز منطقه خود را عوض مى‌کند.

گونه‌هاى با ارزش ماهى‌هاى زينتى مرجانى خليج فارس محدود هستند. علت اين امر را در مقايسه با ساير مناطق مرجانى و کشورهاى مطرح، نسبت به حجم تشکيلات مرجانى موجود در ايران و اين کشورها بايد بررسى نمود. به علاوه، منطقه آب و هوايى و جغرافيايى نيز از مهم‌ترين دلايل ديگر است. مثلاً طول آبسنگ مرجانى بزرگ استراليا (Grate Barrier Reef) که در حدود 2هزار کيلومتر است و يا طول آبسنگ مرجانى درياى سرخ که در حدود 1600 کيلومتر است و يا وسعت جزاير مرجانى استوايى فيليپين يا اندونزى با 17000 جزيره مرجان و... با حجم تشکيلات مرجانى خليج فارس قابل مقايسه نيستند. طبعاً مناطق مذکور با داشتن تنوع گونه‌اى بسيار و عوامل مهمى همچون وجود زيستگاه مناسب آب و هوايى، غذاى فراوان، قرار گرفتن در مسير آ‌ب‌هاى آزاد اقيانوس و محدودتر بودن عوامل آلودگى‌زا تنوع و فراوانى قابل ملاحظه‌اى دارند. علاوه بر آن عوامل انسانى ديگر مانند به کارگيرى دانش روز و تلاش منسجم و همگانى کشورهاى ذى‌نفع در جهت حفظ و حمايت از صخره‌هاى مرجانى به عنوان پناهگاه‌ ماهى‌هاى زينتى مرجانى باعث شده که نتايج اين تلاش‌ها براى آنها کم‌کم به ثمر بنشيند و آنها نيز از اين منابع به عنوان مهم‌ترين منبع جذب توريست استفاده و بهره‌برداى نمايند.

متأسفانه در خليج فارس فشار زيادى بر اکوسيستم‌هاى مرجانى وارد مى‌شود. عواملى چون طوفان‌هاى مکرر که ساختمان يک صخره مرجانى را به هم مى‌ريزد و گرم شدن آب دريا و منطقه (در سال‌هاى 77 و 1376) يا آلودگى‌هاى متعدد نفتى ناشى از حفارى‌ها و اکتشافات نفتى، تخليه آب توازن نفتکش‌ها، ساخت و ساز اسکله و بندرگاه، ورود پساب‌هاى صنعتى، شهرى، غرق شدن کشتى‌هاى نفتکش و آلودگى‌هاى طبيعى مانند بلوم جلبک‌ها و يا آلودگى‌هاى قارچى و انگلى به ويژه صيد و قاچاق مرجان‌هاى سخت آهکى از جمله عوامل مخرب و تهديدکننده صخره‌هاى مرجانى و به دنبال آن ماهى‌هاى زينتى ساکن آنها است. که لزوم نظارت بيشتر و دقت سازمان‌هاى مسئول در حفاظت از اين ميراث زنده 5 ميليون سالانه را مى‌طلبد.

ـ تنوع زيستى آب‌هاى قشم و ماهى‌هاى زينتى: جزيره قشم بزرگ‌ترين جزيره خليج فارس است. اين جزيره با آب و هواى ويژه و اکولوژى خاص خود و با داشتن 3 جزيره در اطراف، زيباترين نقطه خليج فارس است. وسعت و تنوع اکولوژيکى هر کدام از 4 جزيره قشم، لارک، هنگام و هرمز بسيار درخور توجه و حائز اهميت است. از جنگل‌هاى وسيع حرا با اکوسيستم‌ ويژه و منحصر به فرد در منطقه تا سواحل شنى و ديواره‌هاى مرتفع صخره‌اى و سواحل گلى و باتلاقى تا جزيره‌ها و صخره‌هاى مرجانى اين منطقه همه و همه مجموعه‌اى از انواع اکوسيستم‌هاى آبى دريايى را در خود جاى داده است.



فضاى زيرآب‌هاى پيرامون جزيره قشم در هر قسمت بسيار متفاوت است. در طرفى ساحل پوشيده از جلبک‌هاى دريايى و در قسمت ديگر منطقه بين جزر و مدى گلى و در قسمت ديگر ساحل يکدست شنى و در قسمتى ديگر صخره‌هاى و مرجان‌هاى زيباى دريايى باعث شده انواع متنوعى از آبزيان را در اين منطقه از پستانداران بزرگ دريايى چون نهنگ‌ها و دلفين‌ها و کمياب‌ترين پستاندار دريايى نظير دوگانگ‌ها را مى‌توان ديد. به علاوه، ماهى‌هاى بزرگى همچون کوسه نهنگ، (يا کوسه کر) و يا انواع ماهى‌هاى بزرگ مانند کوسه ماهى‌ها، سفره ماهى‌ها، يا ماهى‌هاى خوراکى و تجارى مانند: ماهى‌هاى هوور، هامور، سنگسر، شير، ميش‌ ماهى، شوريده و يا... انواع ماهى‌هاى زينتى دريايى نظير: مارماهى، اسب‌ ماهى، خروس ماهى، فرشته ماهى، پروانه ماهى، زمرد ماهى، دلقک ماهى و بلنى‌ها و گلخورک‌ها و... تا انواع سخت‌پوستان مثل خرچنگ‌ها، ميگو‌ها، لابسترها تا انواع نرمتنان مانند حلزون‌ها و شکم‌پايان، صدف‌ها، هشت‌پاها و يا انواع خارپوستان چون ستاره‌هاى دريايى و توتيا و بالاخره انواع مرجان‌ها و شقايق‌هاى دريايى، کرم‌هاى لوله‌اى و جلبک‌هاى دريايى همه و همه از تنوع زيستى موجودات دريايى در اين منطقه حکايت دارد.


همان‌طور که گفته شد، ماهى‌هاى زينتى قشم نيز در اطراف چهار جزيره و در تمامى اين اکوسيستم‌ها يافت مى‌شوند اما فراوانى آنها در اطراف صخره‌ها و مرجان‌ها و اکوسيستم‌هاى مرجانى بيشتر است.qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:31  توسط اسلامی  | 

گلخورک

گلخورک

ماهى‌هاى خشک: گلخورک‌ها، که ماهيان خزنده نيز ناميده مى‌شوند، از گونه‌هاى آشنا و دائمى زيستگاه‌هاى مانگرو (حرا) در جزيره قشم به شمار مى‌روند.

گلخورک‌ها در دالان‌ها و حفره‌هايى که در گل و لاى محل رويش درختان حرا به وجود مى‌آيند زندگى مى‌کنند و در هر دو حالت جزر و مد دريا فعال هستند و جزء معدود ماهيان‌اند که بيشتر اوقات خود را خارج از آب مى‌گذرانند.

گلخورک‌ها با ايحاد حرفه در بستر جنگل‌هاى حرا موجب رسيدن اکسيژن به ريشه‌هاى فرو رفته در گل و لاى محل رويش حرا و ادامه حيات آنها مى‌شوند.

گلخورک‌ها از سخت‌پوستان ريز يا بقاياى گياهى و آبزيان کوچک تغذيه مى‌کنند و خود نيز در چرخه حيات غذاى بسيارى از پرندگان آبزى، انواع ماهيان جنگل‌هاى حرا در جزيره قشم هستند. وجود گلخورک‌ها در کنار ده‌ها نوع پرنده و ماهيان ريز و درشت باعث ايجاد نظمى دلپذير در چرخه زنجيره غذايى موجودات جنگل‌هاى حرا شده و علاقه‌مندان بسيارى را براى تماشاى اعجاز طبيعت در جنگل‌هاى دريايى حرا به سوى خود مى‌خوانند.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:30  توسط اسلامی  | 

لاک پشت

 

شناکنان به ساحل نزديک مى‌شود که سال‌ها پيش همان‌جا متولد شده بود شب که مى‌شود، جسم سنگين خود را بر روى ماسه‌هاى ساحل به پيش مى‌کشد محلى مناسب مى‌بايد به کمک دست‌ها و پاهاى کوتاه و باله مانند خود، به زحمت زياد گودالى مى‌سازد، بيش از صد تخم مى‌گذارد، روى آنها را دوباره مى‌پوشاند و هنوز هوا تاريک است که فارغ، به آغوش دريا باز مى‌گردد.

جزيره قشم به دليل داشتن سواحل شنى و ماسه‌اى مناسب، همواره در فصل بهار لاک‌پشت‌هاى دريايى بسيارى را براى تخم‌گذارى به سوى خود مى‌کشاند. ساحل شيب دراز در آب‌هاى جنوبى قشم، از جمله مکان‌هاى مناسب براى تخم‌گذارى لاک‌پشت‌هاى بزرگ پيکر دريايى است.

در شب‌هاى مهتاب که نور نقره‌گون ماه، همه سواحل قشم را روشن مى‌کند، تماشاى جانورى با پيکرى سنگين و شکلى غريب، که از دريايى مواج و پرشکوه بيرون مى‌آيد. بيشتر به يک افسانه مى‌ماند تا واقعيت.

حفر گودالى به عمق بيش از نيم متر به کمک باله‌ها، پر کردن گودال‌ با ده‌ها و گاه بيش از صد تخم در کمتر از نيم ساعت، تلاش در مخفى کردن لانه و راه پيمودن جانورى به آن سنگينى به کمک باله، به راستى تماشايى است و تجربه‌اى که اگر بارها تکرار شود نيز باز اعجاب‌انگيز است. اين رويداد به يادماندنى بارها و بارها در سواحل جنوبى قشم، به‌ ويژه در خليج‌هاى دور افتاده اتفاق مى‌افتد.

از ميان هشت گونه لاک‌پشت دريايى شناسايى شده در آب‌هاى جهان، پنج‌گونه به پهنه‌هاى آبى خليج فارس و درياى عمان وارد مى‌شوند: لاک‌پشت سبز، لاک‌پشت عقابى، لاک‌پشت چرمى، لاک‌پشت سرخ و لاک‌پشت رايدلي.

پاکى آب، ورود رودخانه‌هاى متعدد، عمق مناسب و غنى بودن حيات گياهى و جانورى در آب‌هاى کشور ما بيش از آب‌هاى ساحل جنوبى اين دريا است و به همين دليل آب‌هاى شمال خليج فارس براى زندگى لاک‌پشت‌ها به مراتب بهتر و مناسب‌تر است. از ميان پنج‌ گونه لاک‌پشت ديده شده در اين دريا، دو گونه لاک‌پشت سبز و لاک‌پشت عقابى در سواحل ايران بر روى سواحل شنى و ماسه‌هاى نرم با شيب ملايم تخم‌گذارى مى‌کنند.

سواحل بکر جنوبى جزيره‌ى قشم که شيب ملايمى دارند، محل تخم‌گذارى لاک‌پشت‌هاى دريايى هستند. لاک‌پشت‌ها حداقل دو متر و حداکثر 50 متر براى تخم‌گذارى از دريا فاصله مى‌گيرند. همه لاک‌پشت‌ها، شب‌هاى براى تخم‌گذارى به ساحل مى‌آيند. در موارد استثنايى نيز لاک‌پشت‌هايى در حال تخم‌گذارى در روز مشاهده شده‌اند.

لاک‌پشت‌هاى عقابى به ساحل مى‌آيند، اغلب پس از آنکه مسافتى در ساحل جلو مى‌روند، کيفيت ماسه را بررسى مى‌کنند و چنانچه آن را مناسب تشخيص ندهند بدون تخم‌گذارى به دريا باز مى‌گردند.

تعداد تخم‌هاى گذاشته شده در چاله‌ها از 40 تا 150 عدد در نوسان است. وزن تخم لاک‌پشت‌هاى عقابى از 26 تا 31 گرم، قطر آن حدود 43 ميلى‌متر و حجم تخم‌ها نيز حدود 25 تا 30 سانتى‌متر مکعب است.

تخريب سواحل ماسه‌اى و برداشت شن و ماسه از آنها، توسعه فيزيکى و ساخت و ساز در سواحل، توسعه راه‌هاى ساحلى و آلودگى نفتى از جمله عواملى است که مکان‌هاى مناسب تخم‌گذارى لاک‌پشت‌ها را به مرور از بين مى‌برد و سبب کاهش نسل اين آبزيان مى‌شود.

خوردن گوش لاک‌پشت در ايران عموميت ندارد اما اعتقاد نادرست به ارزش زياد غذايى و دارويى تخم اين آبزى در ميان برخى افراد، نسل آنها را به شدت تهديد مى‌کند. از ديگر دشمنان لاک‌پشت‌ها که علاقه زيادى به تخم آنها دارد، سگ، روباه و خدنگ است. روباه و سگ با استفاده از قدرت بويايى خود به آسانى محل تخم‌گذارى لاک‌پشت‌ها را تشخيص مى‌دهند و تخم‌ها را از حفره‌ها بيرون مى‌آورند.

تخم‌گذارى لاک‌پشت‌هاى عقابى در سواحل قشم از نيمه دوم اسفند آغاز مى‌شود و حداکثر تا پايان ارديبهشت ادامه مى‌يابد. پس از آن، بين 45 تا 60 روز طول مى‌کشد تا بچه لاک‌پشت‌ها سر از تخم بيرون آورند. دماى کم يا زياد، بر خروج ديرهنگام يا زودهنگام بچه لاک‌پشت‌ها از تخم و همچنين تعيين جنسيت آنها تأثير مى‌گذارد. هر اندازه دماى محيط تخم‌ها بيشتر باشد بچه‌هاى زودتر از ماسه‌هاى سر بيرون مى‌آورند و جنس آنها نيز ماده خواهد شد. اما کاهش دما تأثير معکوس در اين فرايند دارد. طولانى‌ بودن زمان تخم‌گذارى لاک‌پشت‌ها موجب ايجاد تعادل ميان تعداد نر و ماده‌ها مى‌شود.

بيرون آمدن بچه لاک‌پشت‌ها از زير ماسه‌ها ديدنى و شگفت‌انگيز است. ابتدا يک بچه لاک‌پشت دماغ کوچک و سياه خود را از ميان دانه‌هاى ماسه بيرون مى‌آورد. کمى آرام مى‌گيرد و بدون کمترين جنبش و حرکت، مى‌ماند. پس از آن سر بچه لاک‌پشت‌ها تا زير چشم‌ها از ماسه بيرون مى‌آيد، مثل اينکه اطراف را مى‌پايد و بررسى مى‌کند. دقايقى طولانى ممکن است در همين حالت بماند. بدون اينکه کوچک‌ترين حرکتى داشته باشد. گاهى در اين فاصله يک دو بچه لاک‌پشت ديگر نيز سر از ماسه‌ها درمى‌آورند. ممکن است چند بچه لاک‌پشت در کنار هم دقايق متمادى در حالى‌که فقط سرهايشان از ماسه بيرون آمده همچنان بى‌حرکت باقى بمانند. سرانجام زمانى که يک يا چند لاک‌پشت به حرکت درمى‌آيند مثل اينکه حرکت سطح ناگهان باعث جنبش لايه‌هاى زير شده باشد، ده‌ها بچه لاک‌پشت به يکباره با هم به سطح مى‌آيند. در اين حالت مانند آن است که چشمه‌اى مى‌جوشد بچه لاک‌پشت‌ها در هم مى‌لولند و با عجله بيرون مى‌آيند و بلافاصله به سمت دريا به راه مى‌افتند. اين نوزادان را تنها درکى غريزى و حسى به سوى دريا مى‌کشاند و اين آغاز راهى دشوار همراه با خطرهاى بسيار براى آنهاست.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:29  توسط اسلامی  | 

کرکوسه و دلفين

 

کرکوسه

از ديگر گونه‌هايى که در آب‌هاى قشم زندگى مى‌کنند و مى‌توان از آنها نام برد بايد به کرکوسه‌ها و يا کوسه‌هاى بزرگ پيکر پلانکتون خوار اشاره کرد. اين آبزى که بزرگ‌ترين جانور آبى منطقه است غذاى خود را از پلانکتون‌هاى موجود در آب‌ها تهيه مى‌کند.

دلفين

هيچ‌ حادثه‌اى در دريا مانند ظهور ناگهانى دلفين‌ها سرگرم‌کننده نيست. واقعاً نمى‌توان حتى براى لحظه‌اى چشم از آنها برداشت. در سفر‌هاى دريايى تنها معدود مسافران از اين بخت خوش برخوردارند که فرصت تماشاى دلفين‌ها نصيبشان شود. دلفين‌ها همان‌طور که ناگهان پيدايشان مى‌شود، ناگهان مى‌روند و دور مى‌شوند و باز درياى گسترده و بى‌کران دوباره عظمت جاودانه خود را بر بيننده تحميل مى‌کند.

آمدن و رفتن دلفين‌ها غيرمنتظره است، بنابراين عکاسى و فيلمبردارى از آنها کاملاً تصادفى و تا اندازه‌اى مشکل است.

در دو سال گذشته، براى شناسايى و تخمين وسعت صخره‌هاى مرجانى در آب‌هاى اطراف جزيره قشم اقدامات اوليه صورت گرفت، طى اين اقدامات نتايج بسيارى به دست آمد. اکنون به نظر مى‌رسد ارتباط نزديکى بين دلفين‌ها و صخره‌هاى مرجانى وجود دارد و مى‌دانيم که در بخش‌هاى مشخصى از دريا، پيرامون صخره‌هاى مرجانى و احتمال ديدن دلفين‌ها زيادتر است. وجود و حضور انواع دلفين‌ها در بخش‌هاى مختلف درياى پيرامون قشم قطعى است. در آب‌هاى جنوب جزيره قشم، در سواحل روستاى ساحلى شيب دراز صخره‌هاى مرجانى از وسعت قابل توجهى برخوردارند. در اين حوال گله‌هاى بزرگى از دلفين‌هاى همواره مشاهده مى‌شوند. به نظر مى‌رسد که اين ناحيه مرجانى يکى از مهم‌ترين مراکز تغذيه و زندگى دلفين‌هاست. بيشتر دلفين‌هايى که در اين حوالى زندگى مى‌کنند از نوع دلفين‌هاى بينى بطرى هستند. اين دلفين‌ها در عين حال که گاهى بيش از ششصد کيلو وزن و در حدود چهارمتر طول بدنشان است، بسيار چابک و پرنشاط و فعال هستند. سرعت و چابکى آنها باور نکردنى است.

دلفين‌هاى بينى بطرى از هوش بالايى برخوردارند. چابکى، بازيگوشى و باهوشى اين دلفين‌ها باعث شده است که تعدادى از آنها را براى نمايش در استخرهاى نمايشى و سيرک‌هاى جهان تربيت کند.

بيشترين دلفين‌هايى که در آب‌هاى سواحل قشم ديده مى‌شوند، از نوع دلفين‌هاى بينى بطرى هستند. البته در جنگل‌هاى حرا و در آب‌هاى بين بندرعباس و قشم دلفين‌هاى معمولى بيشتر ديده مى‌شوند.

دلفين معمولى از دلفين بينى بطرى به مراتب کوچک‌تر است.

در کانال‌هاى دريايى بين جنگل‌هاى حرا در شمال قشم نوعى پستاندار دريايى زندگى مى‌کند که پورپويز ناميده مى‌شود. پورپويزها شبيه دلفين‌ها هستند و مانند دلفين‌ها به‌صورت گله‌اى زندگى مى‌کنند. پورپويزهاى قشم باله پشتى را ندارند و پشت آنها صاف است. حرکات پورپويزها هم در دريا مثل دلفين‌ها تماشايى است.

در سراسر خليج فارس در هيچ ناحيه‌اى از دريا به اندازه‌ آب‌هاى پيرامون جزيره قشم و تنگه هرمز دلفين ديده نمى‌شود.

در آ‌ب‌هاى پيرامون جزيره قشم جمعيت دلفين معمولى و دلفين بينى بطرى قابل توجه است. گله‌هاى بيست تا سى تايى آنها بارها ديده شده و مى‌شوند. دلفين گوژپشت هم به تعداد کم گاهى ديده مى‌شود.

دلفين معمولى دلفين کوچکى است که رنگ خاکسترى تيره دارد و نوار زردرنگى در پهلوهايش ديده مى‌شود. حداکثر طول بدن اين دلفين‌ها به 5/2 متر و حداکثر وزن آنها به 120 کيلوگرم مى‌رسد. اين دلفين‌ها در حين بازيگوشى گاهى به‌طور کامل از آب به بيرون مى‌جهند و همه بدنشان ديده مى‌شود.

طول عمر دلفين بينى بطرى در حدود 30 سال است. دلفين‌هاى بينى بطرى در حين شنا و نمايش از آب بيرون مى‌آيند ولى هيچ‌وقت کل بدنشان از آب دريا خارج نمى‌شود.

بينى اين دلفين به‌صورت يک سوراخ در پشت سر دلفين قرار گرفته است. تنفس به سادگى تنها با بيرون آوردن بخشى از سر ممکن مى‌شود.

ماهى‌هاى کوچک، خرچنگ‌ها، ماهى و ميگو به‌صورت معمولى غذاى اين دلفين را تشکيل مى‌دهد.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:28  توسط اسلامی  | 

مرجان ها

 

آب‌هاى قشم، با اين تنوع بزرگ جانورى و به ويژه تپه‌ها و جزاير مرجانى آن نه فقط هيچ‌گاه به‌طور کامل و جامع مورد تحقيق قرار نگرفته است بلکه توسط عوامل بيرونى در معرض خطر و تهديد است. در جلوگيرى از روند تخريب مرجان‌هاى منطقه ـ که خود تأثير مستقيم بر روى ساير گروه‌هاى جانورى گياهى دارد ـ ايفا کند.

در اين نواحى، مسائل مربوط به تنوع گونه‌اى و درون گونه‌اى و رقابت بين گونه‌ها و دشمنان و مدافعان مرجان‌ها، براى تحقيقات بسيار مهم است. در آب‌هاى قشم علاوه بر گروه‌هاى ذکر شده، گروه نرمتنان موجود نيز بسيار متنوع و قابل توجه است. اين گروه شامل شکم‌پايان، دوکفه‌اى‌ها، ناوپايان، بسپاره صدفان و سرپايان است. از ديگر گروه‌هاى موجود در آب‌‌هاى قشم مى‌توان به سخت‌پوستان که از متنوع‌ترين گروه‌هاى بندپايان بعد از حشرات مى‌باشند اشاره کرد. اين گروه در آب‌هاى قشم در نواحى جزر و مدى، صخره‌اى، گلى و شنى از تنوع خاص برخوردار بوده که مى‌توان به خرچنگ‌هاى پهن و دراز، کشتى چسب‌ها، ميگوهاى عابد، بکشن‌زن و معمولى و خرچنگ دراز دريايى اشاره کرد.

گروه ديگرى که در آب‌هاى قشم موجود است و تاکنون نيز درباره‌ى آن مطالعه کاملى نشده، گروه خارپوستان است.

اين گروه شامل ستاره‌هاى دريايى، توتيا، خيارهاى دريايى و دلارهاى سنگى هستند که در نواحى کم‌عمق زندگى مى‌کنند و بالاخره از گروه ماهيان که از آنها نام برده نشده مى‌توان به گل خورک اشاره کرد در منطقه جنگل‌هاى حرا يافت مى‌شود، همچنين مى‌توان به گونه‌هايى از ماهيان گويى اشاره کرد که بر روى صخره‌هاى بالاى سطح آب منتظر برخورد امواج مى‌باشند.

اگر زيبايى‌هاى موجود در آب‌هاى قشم را مديون مرجان‌ها بدانيم چيزى به گزاف نگفته‌ايم. نقش مرجان‌ها را در آب‌هاى منطقه زمانى بهتر مى‌توان دريافت که بدانيم با نابودى آنها بخش اعظم حيات جانورى منطقه از بين خواهد رفت و اين مطلب علاوه بر خسارات مهم زيست محيطى تأثير بسيار ناگوارى بر چرخه اقتصادى منطقه به همراه خواهد داشت.

مرجان‌ها علاوه بر تأمين مواد غذايى براى اغلب گونه‌هاى موجود، نقش بسيار مهمى در تصفيه آب‌هاى منطقه‌ و مهيا ساختن شرايط براى ادامه زندگى ساير گونه‌ها دارند و نيز عامل بازدارنده‌اى در تخريب نوار ساحلى بر اثر طوفان‌ها و امواج پرقدرت هستند. در حقيقت، مرجان‌ها براى سواحل به عنوان يک موج‌شکن طبيعى عمل مى‌کنند.

در آب‌هاى اطراف قشم بيش از سى گونه مرجان وجود دارد. اين رقم در آب‌هاى خليج فارس به بيش از 70 گونه مى‌رسد که بيش از پنجاه گونه آن در آب‌هاى ايران زندگى مى‌کنند. مرجان‌ها به‌طور مستقيم و غيرمستقيم در چرخه حيات آبزيان کوچک پيکر و درشت پيکر منطقه ـ از تغذيه موجودات گرفته تا محلى براى تخم‌گذارى و اختفاى آنها ـ نقش بسيار مهمى دارند. شکارچيان بزرگ، از قبيل کوسه‌ها دلفين‌ها، غذاى مورد علاقه خود را در بسترهاى مرجانى به راحتى مى‌يابند. تداوم اين حيات آبى قشم و زيبايى‌هايش در گروه حفظ مرجان‌هاى منطقه است.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:26  توسط اسلامی  | 

آکواريوم طبيعى قشم

 

آب‌هاى قشم تنوع حاوى هزاران تپه و جزيره مرجانى و بيش از 1000 گونه ماهى زينتى و ديگر آبزيان است که گنجينه پرارزش و تنوع جانورى شگفت‌انگيز آب‌هاى قشم را بسيار زيبا و رويايى ساخته است که مى‌تواند يک مقصد کليدى براى جهانگردان سراسر جهان باشد. به‌طور کلى حيات آبى قشم داراى چهار بستر گلى، شنى، صخره‌اى و مرجانى است. به جز بستر گلى که بيشتر در منطقه جنگل‌هاى حرا وجود دارد، بسترهاى ديگر را در جاى جاى آب‌هاى پيرامون قشم مى‌توان مشاهده کرد. بخش اعظم آب‌هاى قشم داراى بستر شنى است و بعد از آن مى‌باشد به بستر‌هاى صخره‌اى و مرجانى اشاره کرد. در هر بستر مى‌توان شاهد گونه‌هاى خاص آن بود، به‌طور مثال در بستر گلى و شنى از گروه بى‌مهرگان، شقايق‌هاى دريايى خاص منطقه، ميگوها و مادر ميگو (Locust Lobster) و از گروه مهره‌داران کفال، شوريده، شبه شوريده، گربه ماهى، مارماهى گلى، چند نوع از سفره ماهيان و کفشک ماهى را مى‌توان نام برد.

در بستر صخره‌اى از جلبک‌هاى قهوه‌اى، قرمز و سبز منطقه ـ که فصل شکوفايى آنها در پاييز است و به‌صورت علفزارهاى دريايى مى‌باشد. و از بى‌مهرگان نظير عروس دريايى، کشتى چسب‌ها، مرجان‌ خاص خليج فارس، کرم‌هاى پرتار منزوى، حلزون‌هاى دو کفه‌اى خوراکى مرواريدساز، نرمتنان بدون صدف، ستاره دريايى، خيار دريايى، توتيا و هشتپا، از گروه ماهيان انواع ماهى‌هاى صخره‌اى، خفاش ماهى، ماهى‌هاى تک خار، سرخار، کوسه سرچکشى منطقه، شاه ميگو (Lobster)، ميگوى تمييزکننده و در بستر مرجانى از گونه‌هاى مرجانى مانند: مرجان سنگى نظير (Porites Acropora) و (Mean Drina) و مرجان‌هاى بادبزنى نظير (Gorgonig) و از ماهيان نواحى مرجانى مانند ماهى جراح، خروس ماهى و خلاصه زيباترين شاه ميگوى جهان با نام علمى (Panulirus Versicolor) را مى‌توان نام برد.

شاه ميگوى قشم

شاه ميگوى خاردار آب‌هاى قشم: خليج فارس با گستره‌اى نزديک به 251 هزار کيلومتر مربع، بين 30/26 درجه و 31 درجه عرض شمالى و 20/56 درجه طول شمالى نصف‌النهار گرينويچ واقع شده است و جزيره‌ى زيباى قشم، همچون نگينى بر پهنه‌ى آب‌هاى نيلگون آن مى‌درخشد.

قشم، بزرگ‌ترين و پرجمعيت‌ترين جزيره تنگه‌ى هرمز است که طول آن حدود 130 کيلومتر و عرض آن از 10 تا 35 کيلومتر متغير است و شهر قشم در دماغه جزيره از بندرعباس 18 کيلومتر فاصله دارد. اين جزيره که جهتى جنوب غربى ـ شمال شرقى دارد، احتمالاً مرتبط با يک چين‌خوردگى است که حدود 25 ميليون سال پيش (دوره‌ى ميوسن) اتفاق افتاده است. همچنين در اين جزيره، صخره‌هاى مربوط به 5 ميليون سال پيش (دوره‌ى پليوسن) نيز مشاهده مى‌شوند.

جزيره‌ى قشم توسط کوه‌هاى آهکى که اغلب داراى ديواره‌هاى عمودى هستند، احاطه شده است. اين کوه‌ها به فواصل مختلف از کناره‌ى ساحل قرار گرفته‌اند به‌طورى که بعضى از آنها به‌طور مستقيم در کناره قرار داشته و بعضى ديگر، چندين کيلومتر از کناره فاصله دارند.

سواحل اين جزيره، دندانک دارند و عمق آب به دليل وجود صخره‌هاى زيردريايى کم است. اين صخره‌ها زيستگاه يکى از زيباترين شاهکارهاى آفرينش يعنى، شاه ميگوى خاردار (Spiny Lopster) است. اين موجود سخت پوست که نام علمى Panulirus versicolor بر آن نهاده‌اند، در فرانسه و اسپانيا لانگوست (Langouste) در منطقه‌ى خليج فارس ميگوى لارکى و در بلوچستان ملائو ناميده مى‌شود.

تنوع رنگ و شيوه‌ى آميختن رنگ‌ها بر بدن اين جانور، بسيار چشمگير و جذاب است. بدين‌صورت که لکه‌هايى به رنگ آبى متمايل به سياه و يک نوار سفيد رنگ. سطح سرپشتى اين شاه ميگو را که داراى زمينه‌اى سبز ـ آبى است، مى‌آرايند. همچنين، يک نوار افقى سفيد که دو نوار نازک سياه رنگ آن را احاطه نموده‌اند، سطح پشت هريک از قطعات شکم آن موجود را مى‌پوشانند. پاها و شاخک‌ها در جهت طولى رنگ‌آميزى شده و پايه‌ى شاخک‌ها. به رنگ صورتى روشن‌اند. سطح سرپشتى و شاخک‌هاى حيوان، با خارهايى در اندازه‌هاى مختلف تزيين گشته است.

شاه ميگوها ”جدا جنس“ هستند و در هر نوبت توليد مثل، تعداد زياد تخم پديد مى‌آيد که حيوان ماده به وسيله‌ى پاهاى شنا، آنها را در زير شکم خويش نگهدارى مى‌کند. سپس، از هريک از تخم‌ها موجود کوچکى به نام ”لارو“ متولد مى‌شود. دوره‌ى زندگى لاروى در اين موجود در حدود 180 روز است که به دنبال آن دوره جوانى آغاز مى‌شود در طى اين مدت شاه ميگوهاى جوان از نوعى کرم که در زيستگاه آنها موجود است، تعذيه مى‌کنند. پس از چندين مرتبه پوست‌اندازى، شاه ميگوى جوان به يک شاه ميگوى بالغ تبديل مى‌شود.

”شاه ميگوى خاردار بالغ“ که طول عمرش بيش از 5 سال است، همه چيزخوار بوده و از علف‌هاى دريايى، جلبک‌ها، کرم‌هاى پرتار، دوکفه‌اى‌ها، ساير سخت‌پوستان (مانند کشتى چسب‌ها) و... تغذيه مى‌کنند.

متوسط طول بدن اين جانور 30 سانتى‌متر است و حداکثر آن به 40 سانتى‌متر مى‌رسد. اين خرچنگ‌ها نه تنها سمى و خطرناک نيستند، بلکه به واسطه‌ى بزرگ بودن اندازه‌ى بدن، از نظر علم تغذيه اهميت فراوانى دارند. بنابراين شاه ميگوهاى خاردار، از مهم‌ترين محصولات شيلانى مناطق معتدله و گرمسيرى اقيانوس‌هاى بزرگ جهان، محسوب مى‌شوند.

در صخره‌هاى محل زندگى اين گونه‌ى جانورى، شکاف‌هايى وجود دارد که حيوان در مواقع لزوم مى‌تواند به آنجا پناه ببرد و خود را از روشنايى، شرايط زيان‌بار محيط و دشمنانى چون کوسه‌ها، سفره‌ماهى‌ها، هشت‌ پايان، دلفين‌ها، لاک‌پشتان دريايى و انسان حفظ کند.

اين موجود زيبا که ساکن آب‌هاى کم عمق (تا 15 متر) نواحى گرم است، انتشار جغرافيايى بسيار گسترده‌اى دارد و علاوه بر مناطقى از خليج فارس و درياى عمان، در سرتاسر درياى سرخ (از جنوب شبه جزيره‌ى سينا)، خليج عدن، سواحل شرقى جنوب آفريقا تا ناتال (آفريقاى جنوبى)، ماداگاسکار، جزاير سى‌شل، جزيره‌ى رئونيون، سواحل پاکستان، هند و سريلانکا وجود دارد. اين گونه‌ى جانورى همچنين در خارج از اين مناطق و در اقيانوس هند شرقى و اقيانوس آرام غربى، جنوب ژاپن، مجمع‌الجزاير ميکرونزى، جزاير ساموآ و شمال شرقى استراليا نيز يافت مى‌شود

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:25  توسط اسلامی  | 

عقاب جزيره قشم

عقاب ماهيگير از پرندگان شکارى بزرگ محسوب مى‌شود. پاها و بال‌هاى بلند دارد و در صيد و تغذيه از ماهى مهارت شگفت‌انگيزى پيدا کرده است.

برخلاف بسيارى از پرندگان شکارى که از منابع گوناگون تغذيه مى‌کنند، عقاب ماهيگير منحصراً صياد ماهى است. اين پرنده بر فراز درياها و درياچه‌ها پرواز مى‌کند و در آسمان دور مى‌زند. پس از پيدا کردن طعمه، از ارتفاع پرواز خود مى‌کاهد و در فاصله تقريباً سى مترى آب دريا به پرواز و دور زدن ادامه مى‌دهد. سپس با سرعت بسيار زياد به سوى طعمه فرود مى‌آيد و درحالى‌که نوک بال‌هاى بلندش به عقب خم شده است شيرجه‌اى برق‌آسا مى‌زند و غذاى خود را از درون آب صيد مى‌کند. ماهى‌ها احتمالاً تا آخرين لحظه‌هاى حمله متوجه نزديک شدن صياد خود نمى‌شوند.

پاهاى عقاب ماهيگير بلند و آبى‌ رنگ و ران‌هايش فاقد پرهاى بلند و انبوه است. اين پاها به پنجه‌هاى بسيار قوى ختم مى‌شوند. در نوک انگشتان بلند و قدرتمند اين عقاب چنگال سياه، بلند و تيز قرار دارد. عقاب ماهيگير با اين پنجه‌هاى کاملاً مناسب است که ماهى صيد مى‌کند.

در هنگام شيرجه زدن، ابتدا پنجه‌ها و پاهاى عقاب وارد آب مى‌شوند و مقدارى آب به اطراف پخش مى‌شوند. گاهى همه بدن عقاب نيز به زير آب مى‌رود. در صورت موفق شدن به صيد، عقاب ماهيگير در حالى‌که ماهى را با هر دو پنجه در امتداد بدن نگه داشته است به سمت ساحل پرواز مى‌کند و در نقطه مناسبى از ساحل مى‌نشيند و به خوردن آب مى‌پردازد.

در صورتى‌که ماهى صيد شده بزرگ باشد و با تکان‌هاى شديد بدن خود پرواز را براى عقاب مشکل کند، عقاب ماهيگير در حال پرواز با نوک قوى خود به بخش‌هايى از سر ماهى زخم‌هاى اساسى وارد مى‌کند.

براى کاستن از مزاحمت جانورانى مانند روباه و کاکايى، عقاب ماهيگير محل خوردن ماهى را به دقت انتخاب مى‌کند. او اغلب در نوک صخره‌ها و سنگ‌هاى محصور در آب‌‌هاى دريا مى‌نشيند.

رنگ بدن عقاب ماهيگير به شکلى است که در کار صيد کاملاً مؤثر و مفيد است. پرهاى زيرين بدن عقاب در حال پرواز به رنگ سفيد متمايل به آبى آسمان است. در زير بال‌ها نوار خاکسترى باريکى ديده مى‌شود. پشت بدن و بال‌ها کاملاً تيره رنگ است. نوار سياهى از نوک تا پس سر عقاب ماهيگير کشيده شده که از روى چشم‌ها نيز گذشته است. با اين ويژگى‌ها به آسانى مى‌توان عقاب ماهيگير را شناخت و از عقاب‌هاى ديگر تشخيص داد.

عقاب ماهيگير در نوک صخره‌ها و مکان‌هايى که دور از دسترس جانوران گوشت‌خوار است لانه مى‌سازد. لانه اين عقاب بسيار بزرگ است و از سر شاخه درختان و درختچه‌ها ساخته مى‌شود. قطر لانه عقاب اغلب بيشتر از يک متر است. گاهى سه و به ندرت چهار جوجه در يک لانه مشاهده شده‌اند ولى اغلب يک يا دو جوجه در هر لانه بزرگ مى‌شوند. اشتها و رشد جوجه‌ها بسيار زياد است. عقاب ماهيگير براى سير کردن جوجه‌ها مجبور است به‌طور مداوم ماهى صيد کند. بنابراين، لانه اين عقاب اغلب در نزديکى دريا ديده مى‌شود.

در تمام سواحل صخره‌اى جزيره قشم و همچنين در سراسر جنگل‌هاى دريايى حرا مى‌توان عقاب ماهيگير را به آسانى ديد.

تعداد عقاب‌هاى ماهيگير در قشم بيش از هر نقطه‌اى در ايران است.

عقاب ماهيگير در تمام فصول سال‌ در قشم حضور دارد.

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:23  توسط اسلامی  | 

پرندگان قشم

 

بارزترين پديده طبيعى قشم گوناگونى پرندگان آن است. از ميليون‌ها سال پيش به اين سو حدود چهارميليون پرنده مهاجر به‌طور منظم در فصل‌هاى مختلف سال، به خليج فارس همانند يک زيستگاه ويژه، پناه مى‌آورند.

غنى‌ترين اکوسيستم در جزيره قشم که همه ويژگى‌هاى يک زيستگاه بيولوژيکى کامل را دارد، در شمال غربى جزيره واقع شده است. اين منطقه بخشى از مجمع‌الجزاير هميشه سرسبز جنگل‌هاى مانگرو در تنگه خواران است که بر اساس کنوانسيون رامسر، در فهرست مناطق حفاظت شده بين‌المللى به ثبت رسيده است. در اين مکان، بيشترين تعداد پرندگان و متنوع‌ترين گونه‌ها ديده مى‌شود.

به‌طور کلى، در گشت و گذارى چند روزه در جزيره قشم به آسانى مى‌توان تا 100 گونه از پرندگان آن را مشاهده کرد.

جنگل دريايى حرا در قشم شرايطى ويژه و بس مناسب براى آشيانه‌سازى و تغذيه ميليون‌ها پرنده فراهم آورده است. گسترده اين جنگل که روزانه دو بار هنگام مد دريا در آب فرو مى‌رود، شامل توده‌هاى انبوه از گونه درخت Avicennia marina است. اين درخت يکى از 65 گونه شناخته شده مانگرو است که توانسته خود را با آب شور دريا تطبيق دهد و به خوبى در آن رشد کند. سرشاخه درختان حرا اغلب توسط اهالى بومى، به منظور تغذيه دام، مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

در منطقه خليج فارس افزون بر 300 گونه پرنده شناسايى و به ثبت رسيده که در فصل‌هاى مختلف سال مى‌توان حدود 150 گونه از آنها را پيرامون جزيره قشم و در لابه‌لاى درختان حرا مشاهده کرد. برخى از اين گونه‌ها در فصل‌هاى پاييز و بهار، در مسير مهاجرت خود از افريقاى جنوبى و شرقى به سوى اوراسيا و سيبرى، جزيره قشم را به عنوان توقفگاهى براى تجديد قوا برمى‌گزينند و بعضى گونه‌ها نيز براى زمستان گذرانى به اين جزيره مهاجرت مى‌کنند.

پرندگان ساکن اين جزيره را مى‌توان در سراسر سال در مناطق بين جزر و مدى، سواحل صخره‌اى مرجانى، صخره‌هاى ساحلى، پهنه‌هاى گلى و در لابه‌لاى درختان حرا مشاهده کرد. اين آشيانه‌هاى اکولوژيکى سرشار از مواد غذايى هستند که هنوز دست‌نخورده باقى مانده‌اند و همچنين زيستگاه مناسبى را براى آشيانه‌سازى پرندگانى به وجود آورده‌اند که به تابستان‌هاى گرم عادت دارند.

برخى از پرندگان جزيره قشم عبارتند از:

پليکان پا خاکسترى، باکلان، حواصيل خاکسترى، اگرت کوچک، اگرت ساحلى، اگرت سفيد، حواصيل شب، حواصيل هندى، کفچه نوک، فلامينگو، عقاب ماهيگير، کرکس، جيرفتى، هوبره، سليم خرچنگ‌خوار، صدف‌خوار، ديدومک، تله نوک پهن، کاکايى سر سياه، کاکايى پشت سياه، پرستو دريايى دودى، پرستو دريايى کاکلى کوچک، پرستو دريايى معمولى، پرستو دريايى کاکلى، سبز قباى هندى، زنبور خانگى کوچک، دم جنبانک ابلق، دم جنبانک کله زرد، ميوه‌خور، بلبل خرما، سنگ چشم کله سرخ، سوسک چيفچاف، سوسک جنبان، سوک سرسياه، طرقه بنفش، طرقه کوهى، چکچک بيابانى، شهدخور، زرد پر مزرعه، سهره خاکيqeshm

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:22  توسط اسلامی  | 

حيات جانورى

در آب‌ها و خشکى‌هاى جهان سه سيستم حياتى از نظر تنوع زيستى از بيشترين تنوع جانورى و گياهى برخوردارند. اين سه اکوسيستم عبارتند از جزاير مرجانى، جنگل‌هاى حرا و جنگل‌هاى بارانى. در جزيره قشم و آب‌هاى پيرامونى آن دو اکوسيستم‌هاى اول و دوم حضور دارند. وسعت جنگل‌هاى حرا در قشم بيش از 200 کيلومترمربع است. وسعت جزاير مرجانى در آب‌هاى پيرامون قشم مشخص نشده اما بر اساس برآوردهاى مقدماتى، در اطراف قشم و تنگه هرمز تراکم مرجان‌ها و تنوع جانورى وابسته به آن بيش از هر جاى ديگر در خليج فارس است.

تنوع جانورى جنگل‌هاى حرا در سراسر جهان و همچنين در ايران به راستى بى‌نظير است. تنوع بى‌مهرگان جنگل‌هاى حرا فراتر از تصور است. در جزيره قشم مهره‌داران اين سيستم حياتى را که نسبت به بى‌مهرگان از درصد ناچيزى برخوردار است کاملاً شناسايى نشده‌اند.

شناسايى مرجان‌ها، برآورد وسعت و پراکنش آنها و شناخت موجودات وابسته به مرجان‌ها در تنگه هرمز و مجاور قشم به سال‌ها کار مداوم دانشمندان کارشناسان متخصص زيست‌شناسى دريايى نيازمند است.

بيش از 50 گونه از نرمتنان دو کفه‌اى، گاستروپودها، سفالوپودها و خارپوستان، خرچنگ و مرجان در سواحل قشم وجود دارد.

اطلاعاتى که در سال‌هاى اخير در زمينه‌ شناخت مهره‌داران خشکى‌زى و بخشى از جانوران بزرگ دريايى آب‌هاى پيرامون قشم و خشکى‌هاى جزيره جمع‌آورى شده موارد زير را نشان مى‌دهد:

گونه‌هاى شناسايى شده پستانداران قشم عبارتند از 4 گونه خفاش که يک نوع آن خفاش ميوه‌خوار است، خفاش ميوه‌خوار بزرگ‌ترين خفاش کشور بوده و بيشتر از قشم گزارش شده است.

4 گونه جونده، يک نوع خارپشت، يک گونه خرگوش، يک گونه روباه و دو نوع نمسى و يک نوع جبير يا غزال ايرانى نيز در قشم شناسايى شده است.

خزندگان شناسايى شده قشم نيز بسيار متنوع هستند. سه نوع مار و 17 گونه مارمولک و يک نوع دوزيست در قشم شناخته شده‌اند.

در ميان مهره‌داران قشم، پرندگان از بيشترين تنوع برخوردارند. فهرست پرندگان شناسايى شده قشم تا سال گذشته 98 گونه بود اما با شناسايى 75 گونه پرنده ديگر، اين فهرست در حال حاضر به 173 نوع رسيده است. برخى از اين پرندگان از جمله پرندگان نادر کشورمان هستند که شاهين کبود و حواصيل سبز از آن جمله‌اند.

معدود آهوان باقى‌مانده قشم به دشت‌هاى بسيار زيباى فراز کوه‌ها پناه برده‌اند و آخرين روزهاى پرخطر زندگى خود را در آنجام مى‌گذرانند. نسل آهو در جزيره قشم به شدت در خطر انقراض است. از اين جانواران بسيار زيبا و باارزش که در صورت حضور در جزيره، زيبايى خيره‌کننده‌اى به طبيعت آن مى‌بخشد طى سال‌هاى گذشته هيچ‌گونه حفاظتى به عمل نيامده و با اين ثروت‌هاى باارزش جزيره برخورد مناسبى صورت نگرفته است.

ـ دوزيستان و خزندگان جزيره قشم: با توجه به موقعيت‌ جغرافياى جزيره قشم در خليج فارس و به دليل تنوع نواحى اکولوژيک آن و همچنين به دليل وجود زيستگاه‌هاى متنوع نظير: محيط تالابى جنگل حرا، پهنه‌هاى گلى، تپه‌ ماهورهاى متنوع، مناطق بيابانى، شنزارها، سواحل شنى، مناطق صخره‌اى، مزارع و باغ‌هاى کشاورزى و چمنزارهاى فصلى ـ مطالعه مقدماتى اکولوژيک توزيع و پراکنش دوزيستان و خزندگان جزيره صورت پذيرفت.

اين مطالعه طى سال‌هاى 82-81 با همکارى پروفسور پاپنفوس (Prof. Papenfus) از دانشگاه برکلى آمريکا در سراسر جزيره انجام و نمونه‌هاى جمع‌آورى شده بر اساس خصوصيات مورفولوژيک، مورفومتريک و مريسيتک شناسايى و کليه نمونه‌ها با فرمالين تثبيت (FIX) شده و در الکل در محل موزه قشم نگهدارى مى‌شوند.

نتايج مطالعه نشان داد که نمونه‌هاى جمع‌آورى شده متعلق به 10 خانواده:

1) Bufonidae 2) Agamidae 3) Lacertidae 4) Gekkonidae

5) Scincidae 6) Varanidae 7) Colubridae 8) Viperidae

9) Cheloniidae 10) Hydrophiidae

اين 10 خانواده شامل 22 جنس و 26 گونه هستند. يک گونه وزغ، 16 گونه سوسمار، 6 گونه مار (4 گونه سمى و 2 گونه غيررسمى) و 3 گونه لاک‌پشت دريايى تاکنون در جزيره شناسايى شده‌اند. نتايج مهم اين پژوهش که از لحاظ پراکنش دوزيستان و خزندگان در ايران حائز اهميت است بدين شرح است:

1 ـ گزارش تمامى گونه‌ها به جزء دو گونه سوسمار Pristurus rupestris و Acanthodactylus micripholis از جزيره براى اولين بار است.

2 ـ گزارش گونه Ophiomorus از جزيره قشم به عنوان دومين گزارش اين گونه از ايران است.

3 ـ شناسايى گونه Lepidochelys olivacea از جزيره قشم براى اولين بار از خليج فارس گزارش گرديده است.

فهرست گونه‌هاى شناسايى شده در قشم:

نام فارسى

نام انگليسى

نام علمى

وزغ بلوچى

Baluchestan coastal toad

Bufo olivaceus

لاک‌پشت سبز

Green turtle

Chelonia mydas japonica

لاک‌پشت منقار عقابى

Hawksbill turtle

Eretmochelys imbricata bissa

لاک‌پشت زيتونى ريدلى

Olive ridley turtle

Lepidochelys olivacea

آگاماى وزغى خاکسترى

Grey toad Agama

Pherinocephalus Scutellatus

آگاماى چابک

Brilliant Agama

Trapelus agilis

گکوى زگيلدار بلوچى

Baluch rock Gecko

Bunopus tuberculats

گکوى دم زبر

Keeled rock Gecko

Cyrtopodion Scubrum

گکوى شکم زرد

Yellow-bellid house Gecko

Hemidactylus Flaviviridis

گکوى ايرانى

Persian Gecko

Hemidactylus Persicus

گکوى ترکى

Turkish warty Gecko

Hemidactylus turcicus

گکوى سنگلاخ بلانفورد

Pristurus rupestris

سوسمار پاشرابه‌ى بلانفورد

Acanthodactylus blanfordi

سوسمار پاشرابه‌ى ايرانى

Persian fringe

Acanthodactylus micropholis

دايناسورهاى کوچک قشم: پروفسور تئودور پاپنفوس، متخصص خزندگان و استاد دانشگاه برکلى کاليفرنيا، هر سال به مدت يک ماه براى مطالعه در مورد خزندگان ايران به کشور ما مسافرت مى‌کند. او عضو ارشد مرکز مطالعات خزندگان جهان است و از چند دهه سابقه کار و پژوهش در اين زمينه برخوردار است.

آقاى تئودور پاپنفوس در آخرين مسافرت خود به ايران (سال 1382) دو روز ميهمان سازمان منطقه آزاد قشم بود و طى آن از مناطق پارک ملى شهاب، باغ گياهشناسى قشم و حاشيه جنگل حرا بازديد نمود. خزندگانى که توسط اين متخصص برجسته در جزيره قشم شناسايى شد، عباتند از:

- Bunopus tuberculatus

- Hemidactylus turcicus

- Ophiomorus tridactylus

- Trapelsu agilis

- Acanthodactylus

- Pristurus rupetris

علاوه بر خزندگان جزيره قشم، در جزه هنگام نيز خزنده بزرگ و سنگين وزن Uromastyx aegyptius به تعداد فراوان مشاهده شد. گونه Ophiomorus از جنس خزندگانى است که در شنزارهاى ايران به سر مى‌برد. اين خزنده در اعماق شن‌هاى روان زندگى، حرکت و تغذيه مى‌کند. شب‌ها که شن‌هاى روى تپه‌ها خنک‌تر مى‌شوند به سطح شنزار مى‌آيد و البته به ندرت ديده مى‌شود.

جمعيت اين خزنده که به دليل شکل بدن توانايى شنا کردن درون تپه‌هاى شن را دارد در قشم بسيار زياد است. مشاهده اين خزنده در جزيره باعث تعجب آقاى پاپن فوس شد. اين خزنده پيش از اين در هيچ جزيره‌اى در جهان ديده نشده بود. حضور اين خزنده در جزيره قشم دليل روشنى است بر اينکه در دوره‌هاى گذشته زمين‌شناسى، قشم به سرزمين اصلى ايران متصل بوده است.

مشاهده انواع بسيار جالب خزنده با جمعيت قابل توجه در جزيره قشم موجب حيرت پرفسور پاپنفوس شد. به همين روى، علاقه وافرى براى همکارى‌هاى علمى با منطقه آزاد قشم ابراز داشتند و به همين دليل در مورد نحوه همکارى و زمينه‌هاى مختلف کار توافق اوليه صورت گرفت.

نکته ديگر آنکه قرار است پروفسور آندرسون استاد دانشگاه برکلى و رئيس انجمن خزنده‌شناسى جهان به ايران بيايد. پروفسور آندرسون دو سال قبل کتاب جامع خزندگان ايران را با بيش از 190 عکس رنگى در 450 صفحه به چاپ رسانده است.

سازمان منطقه آزاد قشم در نظر دارد يک توافق‌نامه همکارى علمى تحقيقاتى با اين دانشمند خزنده‌شناس منعقد نمايد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:20  توسط اسلامی  | 

درخت انجير معابد

 

انجیر معابد ، یا درخت سبز یا درخت لول (LOOL یا لور)
از رستنی های شگفت انگیز مناطق حاره ، مخصوصا جزایر خلیج فارس ، درخت همیشه سبز لور (معروف به انجیر معابد) است که تاجی بزرگ با ریشه های هوایی متعدد دارد. میوه رسیده نارنجی رنگ این درخت مطبوع و خوراکی است.
یکی از زیباترین این درختان لور در تم سینتی( منطقه توریان) قرار دارد و در نزدیکی آن بقعه ای دیدنی با طرح معماری کهن به نام زیارت پیر واقع شده است.
 
 

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:18  توسط اسلامی  | 

جنگل دريايى حرا

 

 

 

 

 

 جنگل دریایی حرا (HARRA) زیستگاه امن پرندگان مناطق گرمسیری

·گونه حرا که نام علمی آن به حکیم و فیلسوف ایرانی ابو علی سینا (Avicennia Marina ) نسبت داده می شود ، درختانی در اندازه های 3 تا 6 متر با شاخ و برگ سبز روشن هستند.
·حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند . درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است .
·در تنگه خوران ، بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان ( فاصله بین شمال جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200 کیلومتر مربع پدید آمده که از تنوع زیستی بالایی برخوردار است .جنگل حرا به دلیل مساعد بودن شرایط اکولوژی ، زیستگاهی امن برای پرندگان مهاجر از مناطق گرمسیری است . پرندگانی همچون حواصیل بزرگ ، اگرت بزرگ ، اگرت ساحلی ، حواصیل هندی ، کفچه نوک تیز ، سلیم خاکستری ، گیلانشاه ، کاکائی و ....
·ناحیه جزر و مدی حرا زیستگاه مناسبی برای نرم تنان ، سخت پوستان و ماهیان پدید آورده است که منبع غذایی مهمی برای ماهیان و پرندگان وحشی هستند . ارتباط میان تولید اولیه بوم سازگان ( اکوسیسم ) حرا و تولید ماهیان ارزشمند و صدف در دیگر نواحی حاره به خوبی مشخص شده است .
·بستر مرطوب حرا، محل مناسبی برای پرورش مرغان ماهی خوار دریایی و به طور مشخص ماهی خوار دریایی سفید ( اگرات آلبا ) به وجود آورده و از میان دیگر گونه ها، مرغ باران یا آبچلیک ( کارادریده) در هنگام مهاجرت از میان این منطقه عبور می کنند . این سرزمین در زمستان زیستگاه مناسبی برای تغذیه آبچلیک ها و پلوه ها است. تعداد قابل توجهی از گونه های پرندگان اروپا –آسیایی( حدود 43 گونه ماهی خوارند) که به آفریقا مهاجرت می کنند . یکی از مسیرهای مهاجرت از جنوب ایران و از میان خلیج فارس در نقطه باریک تنگه هرمز میان جزیره قشم و جزیره ابوموسی عبور می کند . مناطق جزر و مدی حفاظت شده حرا به مثابه سرزمین استراحت و تغذیه پرندگان ماهی خوار و گونه های دیگری از پرندگان مهاجر است.
·دیدار از جنگل حرا خاطره ای به یاد ماندنی در اذهان دوستداران طبیعت ، آب ، هوا ، درخت و پرندگان و سکوت استثنایی باقی می گذارد
qeshm.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:15  توسط اسلامی  | 

پوشش گياهى قشم

اولين و مهم‌ترين جامعه گياهى جزيره در جنگل دريايى حرا مشاهده مى‌شود که گونه‌اى از مانگروها به نام Avicennia marina (به نام ابوعلى سينا، دانشمند پرآوازه ايران) است و گستره‌اى بيش از 2000 کيلومتر مربع از مساحت جزيره را به خود اختصاص داده‌اند.

گياهان قشم خشکى پسند و حرارت‌خواه بوده و نياز به رطوبت زياد در تابستان دارند و بيشتر به شکل درختچه‌هاى نيم‌بيابانى کوتاه قد قابل مشاهده هستند.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:13  توسط اسلامی  | 

چشمه‌هاى جزيره قشم

 

چشمه‌هاى جزيره قشم، که به‌طور پراکنده در جاى جاى جزيره وجود دارند، فاقد آب شيرين بوده و عمدتاً شور هستند. برخى از اين چشمه‌هاى عبارتند از:

ـ چشمه کارگه: چشمه معدنى سولفوره و شور کارگه در ميانه و هسته مرکزى ساختار تاقديسى مجاور بندر ماهيگيرى سلخ (ميدان گاز طبيعى سلخ، معروف به برهوت) واقع شده است. آب اين چشمه (چند ليتر در ثاينه) پس از نهشته شدن بخشى از مواد معدنى سياهرنگ همراه در محل تظاهر، موجب تغذيه بيشتر آب شور در آبرهه موجود اين محل بوده و در اطراف و بستر آبراهه اخير نيز رسوبات فراوان نمک گذاشته مى‌شود. منشاء بخشى از مواد يا رسوبات ثانوى و نمک در اين آبراهه مى‌تواند مربوط به سازند گچساران باشد که توسط آب چشمه معدنى کارگه در مسير مهاجرت به بالا انتقال داده مى‌شود.

آب چشمه کارگه نسبتاً گرم است (درجه حرارت حدود 30 درجه سانتى‌گراد)، اين چشمه از انواع چشمه‌هاى آرتزين (جوشان) است و در واقع به دليل اختلاف سطح اساس در منبع آب زيرزمينى و سنگ بستر آن، به سمت بالا فوران دارد. به دليل رگه‌هاى سولفور در لايه‌هاى مارنى و سيلتى که بر روى لايه‌هاى آهکى قرار گرفته‌اند، آب چشمه کارگه در حين صعود داراى ترکيبات سولفور مى‌شود. اين چشمه گاز نيز توليد مى‌کند که موجب انتشار بوى ناخوشايند آب چشمه در فضا مى‌شود. به دليل وجود مواد معدنى و دماى مناسب آن، آب اين چشمه مى‌تواند خواص درمانى ـ از جمله درمان بيمارى‌هاى پوستى و آرامش‌بخش اعصاب ـ داشته باشد که اين نکته دليل خوبى براى ساماندهى منطقه موردنظر و ايجاد امکانات براى استفاده مردم از آن است، گرچه مردم بومى از زمان‌هاى قبل براى مداوا و معالجه امراض پوستى خود از آب و گل و لاى پيرامون چشمه استفاده کرده‌اند و مى‌کنند.

ـ چشمه گورى: رسوبات واحد گورى داراى ضخامت حدود يکصدمتر، پوشاننده نهشته‌هاى انيدريت و نمک‌هاى مربوط به سازند گچساران است که با توجه به دانسته‌ها، ستبراى حدود 1400 متر دارد.

در محدوده چشمه معدنى گورى و اين ساختار زمين‌شناسى، وجود متان و سولفات‌ها مى‌تواند زمينه تشکيل را فراهم سازد و بدين‌ترتيب اميد حضور کانى‌سازى‌هاى سولفورى وجود داشته باشد. آب اين چشمه معدنى شور و اندکى گرم (داراى حرارت 30 درجه سانتى‌گراد) است و با توجه به املاح و ترکيب مواد حاوى، از نظر سياحتى و کاربرد پزشکى مى‌تواند قابل استفاده باشد.

ـ چشمه‌هاى دامنه کوه نمکدان: پهنه‌هاى پوشيده از رسوب نمک در کوه نمکدان داراى توده‌هاى بسيار بزرگ و گسترده نمک با کميت بالا با کيفيت و خلوص نسبتاً مناسب است و از نظر اقتصادى در تأمين نمک خوراکى، نمک طبى و حتى تأمين بخشى از مشتقات موردنياز در ترکيباتى از پتروشيمى اهميت دارد.

سنگ نمک متبلور و سفيد اين کوه، در کنار جاده اصلى ساحل جنوب‌ غربى جزيره و در حاشيه دريا، به سادگى در دسترس است.

آبراهه خروجى از جنوب شرقى گنبد نمکى کوه نمکدان، حاصل نفوذ آب‌هاى سطحى محدوده بالادست که در بارندگى‌هاى فصلى، آبراهه‌هاى منتهى به حفره‌ها و کانال‌هاى زيرزمينى در گنبد نمکدان وارد محوطه غار شده و نهايتاً از غار نمک به بيرون راه مى‌يابد و درصد زيادى از مواد نمکى را با خود به‌صورت محلول به بيرون راه مى‌‌دهد. در بستر خروجى اين آبراهه، پهناى نمک ـ به ويژه در پايين دست ـ تشکيل مى‌شود. اين نهشته‌هاى نمک قابل بهره‌بردارى است و ضمناً از جمله مناطق ديدنى قشم است.

ـ ديگر چشمه‌هاى جزيره قشم: در جاى‌جاى جزيره قشم چشمه‌هاى ديگرى يافت مى‌شود که البته هيچ‌يک از آنها آب شيرين و قابل مصرف ندارند.

از نظر زمين‌شناسى آب اين چشمه‌هاى نزديک به هم معدنى، از سيستم‌ درزه‌هاى سنگ بستر به صورت آرتزين بالا مى‌آيند. سنگ بستر در اين بخش از ساختار زمين‌شناسى، متشکل از سنگ آهک و يا سنگ آهک دولوميتى است که چشمه‌ها در سطح لايه‌هاى مربوط تظاهر دارد. سنگ‌هاى کربناته واحد گورى با قدمت ميوسن در اين بخش از هسته تاقديسى، قديمى‌ترين رسوبات را در جزيره قشم تشکيل مى‌دهد که به‌طور عادى و يا حاصل و در نتيجه چين‌خوردگى و فرسايش متعاقب رخنمون يافته است. ضمناً بر روى اين رسوبات سنگ آهکى، نهشته‌هاى مارنى و مارن سيلتى سازند ميشان در اطراف و محدوده چشمه‌ها گسترش داشته، که رگه‌هاى سولفور نيز در درزه‌هاى اين نهشته‌ها وجود دارد.

.qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:11  توسط اسلامی  | 

آب و هوا

 

قشم در گروه سرزمين‌هاى گرم و خشک قرار مى‌گيرد و اين در حالى است که رطوبت نسبى هوا در قشم بالاست. فشار هوا در قشم بين 1015 تا 1018 ميلى‌بار جيوه است که در تابستان به دليل گرماى زياد، فشار هوا به کمتر از 1000 ميلى‌بار مى‌رسد.

دماى متوسط ساليانه جزيره قشم حدود 26 درجه سانتى‌گراد، با متوسط حداکثر و حداقل دماى روزانه به ترتيب 33 و 18 درجه سانتى‌گراد است. اختلاف درجه حرارت فصلى اين جزيره بسيار زياد است. گرم‌ترين زمان‌ها 10 تير تا 10 شهريور و سردترين ماه‌ها دى و بهمن است. در جزيره قشم حداکثر و حداقل دماى مطلق 46 و صفر درجه سانتى‌گراد به ثبت رسيده است.

درجه حرارت آب دريا در سطح، از حداقل 22 درجه سانتى‌گراد در زمستان تا حداکثر 32 درجه سانتى‌گراد در تابستان تغيير مى‌کند. درجه حرارت آب به ازاى هر پنج متر افزايش عمق، يک درجه سانتى‌گراد کاهش مى‌يابد.

دو جزر و دو مد در مدت شبانه‌روز در اطراف جزيره قشم رخ مى‌دهد که اختلاف ارتفاع متوسط آنها 2 تا 3 متر است. امواج دريا در اطراف قشم اغلب کمتر از يک متر ارتفاع دارند و از اين‌رو مى‌توان درياى اطراف قشم را يک درياى آرام خواند. اما در سواحل جنوبى و شرقى گاه امواج بلندتر از 3 متر نيز قابل مشاهده است.

جريان‌هاى دريايى اصلى اطراف جزيره حاصل جزر و مد بوده و سريع‌ترين آن در محدوده بين پل و لافت کهنه قابل مشاهده است و سرعت آن به 3 گره دريايى مى‌رسد. جهت جريان در هنگام مد به طرف غرب و در هنگام جزر به طرف شرق است.

ـ ميزان شورى آب دريا در اطراف قشم 35 در هزار و رنگ آب دريا بيشتر سبز مغز پسته‌اى و در برخى موارد آبى رنگ است.

بارندگى در جزيره قشم تا اندازه‌اى تحت تأثير جريان‌هاى عمومى اتمسفر، و يا جريان‌هاى سيبرى، مديترانه، اتلانتيک و جريانات موسمى اقيانوس هند و بالاخره عربستان و صحرا قرار دارد. ضمناً با توجه به عرض جغرافيايى محدود و محاط شده در آب‌هاى گرم خليج فارس، اين جزيره به‌طور کلى آب و هواى مخصوص و يا تحت تأثير ميکروکليمايى ويژه خود را دارد. توده‌هاى هواى غالب نافذ در جزيره قشم تروپيکال بوده و طبيعتاً درجه حرارت هوا هميشه بالاى صفر درجه سانتى‌گراد است.

آب و هواى جزيره قشم با ويژگى مناطق گرم، با رطوبت هواى نسبتاً بالا (که شامل يک فصل طولانى گرم و مرطوب هوا يک فصل کوتاه معتدل است) خلاصه مى‌شود. متوسط بارندگى ساليانه حدود 155 ميلى‌متر با ميانگين حدود 13روز بارندگى در سال و به‌طور عمده در فاصله ماه‌هاى آبان تا فروردين، و همچنين تغييرات زياد بارندگى از سالى به سال ديگر (تا حدود بيست برابر ـ يا يک بيستم) و بالاخره وجود دوره‌هاى متناوب حدود 10 تا 11 ساله خشکسالى و مرطوب از مشخصات آب و هوايى منطقه قشم است.

زمين‌شناسى جزيره قشم ـ و يا ليتولوژى رسوبات و ساختار آنها در اين منطقه ـ طبيعتاً تأثير زيادى در کيفيت و کميت ذخاير و منابع آب مربوط دارد.

در جزيره قشم هيچ نوع درياچه طبيعى، مانداب و رودخانه دائمى وجود ندارد و آبراهه‌ها هم، که عمدتاً به‌طور نسبى کوتاه است، در زمان بارندگى است که سيلاب‌ها را از بستر خود عبور مى‌دهد. اندکى از اين آب‌هاى سطحى علاوه بر تبخير و در مواردى که زمين‌هاى قابل نفوذ در مسير باشد (مثل دشت توريان و يا ساير محدوده‌هاى داراى رسوبات ماسه‌اى و يا رسوبات مربوط به تراس‌هاى دريايى که تا اندازه‌اى قابل نفوذ هستند) جذب تغذيه‌ سفره‌هاى آب زيرزمينى مى‌شود و بقيه به دريا مى‌رسد. بخشى از اين سيلاب‌ها، با احداث سدها و بندهاى تاريخى، قديمى و جديد مهار مى‌شود و از ذخاير آب مربوطه که تا اندازه‌اى هم با توجه به رسوبات مخزون و حوضه آبريز آن مربوط لب شور است، استفاده مى‌شود.

در جزيره قشم علاوه بر کنترل استفاده از آب‌هاى سطحى به‌وسيله سدها و يا آب‌بندها ـ که بعضاً نيز قدمت تاريخى دارند ـ از سيلاب‌ها هم به روش سنتى با هدايت در برکه‌هاى سرپوشيده (آب‌انبارها) که آب باران را براى دوره‌هاى کوتاه‌مدت در خود نگهدارى مى‌کنند به‌طور گسترده استفاده مى‌شود و ضمناً در سال‌هاى اخير از آب دريا به‌وسيله آب شيرين‌کن‌ها استفاده به عمل مى‌آيد.

بادهاى قشم

اطلاعات مربوط به باد در کرانه‌هاى جنوبى جزيره قشم نشان مى‌دهد که غلبه باد جنوب شرقى آشکار است. با وجود اين، مشاهدات و مطالعات مربوط به باد نشان مى‌دهد که به دليل شرايط توپوگرافى سرزمين اصلى و جزيره قشم، در منطقه شمال جزيره بادهاى از سمت شال شرقى با تواتر بيشترى وجود دارند. بادهاى جزيره قشم به‌طور معمول ملايم هستند.

بادهاى محلى و با اهميت جزيره عبارتند از:

ـ بادگاه: اين باد از جانب ستاره (گاه) در هنگام صبح مى‌وزد و گاهى پديدار شده و قدرت آن کم است.

ـ باد نشعى: از جهت شمال شرقى مى‌وزد و شدت آن نستباً زياد و براى لنج‌ها و مسافران دريا خطرناک است. استمرار وزش اين باد 1، 3، 7، 15 و به ندرت 21 روز پياپى است. اين باد خشک و سرد است.

ـ باد قوسى: باد قوسى از بادهاى قدرتمندى است که در زمستان و همراه با بارندگى و از جهت شمال شرقى (متمايل به شرق) مى‌وزد.

ـ باد عيوقى: باد عيوقى در فصل زمستان و از جهت شمال شرقى (متمايل به شرق) يعنى از طرف هرمز مى‌وزد.

ـ باد سهيلى: اين باد بيشتر از پاييز و از طرف سهيل مى‌وزد و از صبح تا ظهر مى‌دمد و خنک است.

ـ باد عقربى: اين باد منشاء اقيانوس هند دارد و رطوبت هوا را به شدت افزايش مى‌دهد. شدت اين باد نيز زياد است.

ـ باد شمال: اين باد دو نوع است يکى شمال تابستانى و ديگرى شمال زمستاني. اين باد، هم در زمستان و در تابستان مى‌وزد و تقريباً دائمى و از بادهاى مزاحم است. باد شمال زمستانى را شمال‌خورى نيز مى‌گويند زيرا که از جانب خورهاى لافت مى‌وزد. باد شمال‌خورى بارندگى همراه ندارد و ابرها را از بين مى‌برد. باد شمالى تابستانى اکثراً در بهار مى‌وزد.

ـ باد مطلعى: مطلع به معنى شرق و جهت وزش آن نيز از شرق به طرف غرب است. شدت اين باد نسبتاً زياد بوده و بعضاً بارندگى نيز به همراه دارد.

ـ باد ايرانى: اين باد در زمستان و به همراه بارندگى مى‌وزد. جهت وزش آن شمال شرقى است.

ـ باد بحرى: باد بحرى، نسيمى است که از جانب دريا و تدريجاً به باد شمال تبديل مى‌شود.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:9  توسط اسلامی  | 

لرزه خيزى قشم

 

در ساعت 12 و 34 دقيقه و 25 ثانيه روز سه‌شنبه 21 تيرماه 1384 زمين‌لرزه‌اى به بزرگى 6/4 در استان هرمزگان رويداد که در مناطقى از استان از جمله جزيره قشم احساس شد. کانون اين زمين‌لرزه در مختصات 07/27 درجه عرض شمالى و 91/55 درجه طول شرقى، در حوالى گچين در غرب بندرعباس و در فاصله 19 کيلومترى بندر درگهان (در جزيره قشم) اعلام شد.

تنها پس‌لرزه ثبت شده اين زمين‌لرزه که امکان ثبت و تعيين محل آن وجود داشته، در ساعت 16 و 11 دقيقه همان روز و به بزرگى 8/2 روى داده است.

وقوع اين زمين‌لرزه با مطرح شدن پرسش‌هاى بسيار در اين‌باره بود که آيا در جزيره قشم نيز زمين‌لرزه‌هايى رخ داده است يا خير و اگر چنين بوده در چه زمان‌هايى و با چه شدت و قدرتى؟

زمين‌لرزه‌هاى منطقه قشم در دو گره زمين لرزه‌هاى تاريخى و زمين‌لرزه‌هاى دستگاهى تقسيم‌بندى و بررسى مى‌شوند.

1 ـ زمين‌لرزه‌هاى تاريخى منطقه قشم (قبل از سال 1900 ميلادى)

زمين‌لرزه‌هاى تاريخى، آن دسته از زلزله‌ها هستند که پيش از سال 1900 ميلادى روى داده‌اند. در شرح اين گروه از زمين‌لرزه‌ها از گزارش‌ها، نوشته‌ها و يادداشت‌هاى رويدادنويسان گذشته استفاده مى‌شود. از آنجا که اين قبيل زلزله‌ها با توجه به شدت و ميزان احساس از سوى مردم ذکر و توصيف گرديده است، بديهى است در ثبت آنها نواقص و نارسايى‌هاى بيشتر و دقت کمترى وجود دارد. به عنوان مثال، تمرکز جمعيت در شهرهاى بزرگ يا آثار تخريبى به جاى مانده در يک نقطه. ممکن است تأثير زلزله اتفاق افتاده را در آنجا بيشتر نشان دهد و موجب خطا در تعيين محل واقعى زمين‌لرزه شود. اين احتمال نيز وجود دارد که به دليل عدم وجود دستگاه‌هاى دقيق تعيين محل زلزله در گذشته، زمين‌لرزه احساس شده و در يک نقطه به آن محل نسبت داده شود، در صورتى‌که کانون اصلى زلزله فاصله زيادى با آن منطقه داشته باشد. همچنين، ممکن است ناحيه‌اى با توان لرزه‌خيزى زياد و مخرب، به دليل عدم ثبت دستگاهى در دهه‌هاى گذشته به عنوان منطقه‌اى آرام معرفى شده باشد. اغراق، بزرگ‌نمايى و گزافه‌نويسى نيز از جمله مواردى است که ممکن است در بيان وقوع يک زمين‌لرزه تاريخى صورت گرفته باشد.

جزيره قشم در طول تاريخ شاهد وقوع زمين‌لرزه بوده است، به‌طورى که بسيارى از مورخين، سياحان، نويسندگان و افراد محلى در نوشته‌ها و گزارش‌هاى خود از آنها نام برده‌اند. در بسيارى از موارد، اين رويدادها به دليل در دست نبودن جزئيات، بيشتر به‌صورت بسيار کلى و ناقص ذکر شده‌اند.

زلزله‌هاى مهم تاريخى منطقه به شرح زير بوده‌اند:

· حدود 736 ه‍. ق، جزيره قشم: به استناد لوح چوبى موجود در مسجد شيخ برخ (روستاى کوشه جزيره قشم) قديمى‌ترين زلزله جزيره قشم که ثبت شده است رمضان سال 736 هجرى است. ترجمه نوشته لوح چوبى چنين است: ”به تحقيق عمارت مذکور از آن تاريخ (سال 244 هجرى) تا روز 26 ماه مبارک رمضان از سال 736 پابرجا مانده است. تا در آن روزگار...، بنابر مشيعت الهى زلزله عظيمى عروق و ريشه اين زمين را به حرکت و جنبش درآورد که در اثر آن بنيان و ساختمان اين مسجد شريف ويران گرديده“ (نوربخش ـ 1369)

· 1335 م (714 شمسى)، جزيره قشم: ”حادثه زلزله در قشم“ (نوربخش ـ 1369)

· 1361 م، جزيره قشم: ”زمين‌لرزه‌اى آسيب فراوان به جزيره قشم رساند.“ (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1483 م (18 فوريه)، مکران باخترى: ”در 21 رمضان 887/3 نوامبر 1482، پيش‌لرزه‌هايى آغاز شد که سه ماه بعد در 10 محرم 888/18 فوريه 1483 با زمين‌لرزه ويرانگرى در تنگه هرمز به اوج خود رسيد. در جرون، زمين‌لرزه برخى ساختمان‌هاى بلند، مناره‌هاى مسجدها و بادگيرهاى خانه‌ها را فرو انداخت و يا به آنها آسيب رساند“ (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1483 م، تنگه هرمز: ”زمين‌لرزه احساس شده در جزيره هرمز و عمان“ (بربريان ـ 1977)

· 1497 م، هرمز: ”سراسر يک شهر در همسايگى هرمز، به احتمال زياد گامبرون (بندرعباس)، به تمامى ويران شد و ساکنانش در زير ويرانه‌ها جان باختند“ (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1622 م (4 اکتبر)، بندرعباس: ”زمين‌لرزه آسيب‌رسانى در بندرعباس و جزيره هرمز، خانه‌هاى بسيارى را ويران کرد و باعث فرو ريختن برج يک دژ شد. لرزه‌هاى پياپى که به مدت دو روز مى‌آمد بر آسيب‌ها افزود“ (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1703 م، قيس ـ هنگام: ”زمين‌لرزه‌ ويرانگرى به جزيره‌هاى قيس و هنگام آسيب رساند“ (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1082 ه‍. ش، قشم: ”حادثه زلزله در قشم“ (نوربخش ـ 1369)

· مارس 1829 م، جزيره قشم: بدون توضيح (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1849 م، ؟؟؟: بدون توضيح (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1883 م، (1262 شمسى)، قشم: حادثه زلزله در روستاهاى قشم و خمير (نوربخش ـ 1369)

· 1884 م، (19 مى)، جزيره قشم: بدون توضيح (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1884 م، جزيره قشم: زمين‌لرزه مخرب در بخش مرکزى جزيره (بربريان ـ 1977)

· 1885 م (ماه مى) ـ (1303 ه‍. ق)، جزيره قشم: در ماه مى سنه 1885 مصادف با سنه 1303، شبانه زلزله عظيمى جزيره قشم را مصاب آمده. پس از آن يک برهه زمان متواتراً زلازل در آنجا امتداد داشت، ....، جمع تلفات 218 نفر مى‌شود، ...، آن زلزله در خود مدينه قشم نيامد (نوربخش 1369)

· 1897 م (10 ژانويه)، جزيره قشم: بدون توضيح (آمبرسيز و ملويل ـ 1982)

· 1316 ه‍. ق، شهر قشم: ”در سنه 1316 (14 ماه شعبان) مطابق 1898، شب دوشنبه مجدداً زلزله عظيم ديگر شده و آن زلزله فقط انحصار به خود مدينه قشم داشت و تلفات مدينه قشم به 750 نفر رسيد. عموم سکنه، خانه سنگى و گلين تبديل به خانه چوبين نمودند“ (نوربخش ـ 1369)

2 ـ زمين‌لرزه‌هاى دستگاهى منطقه قشم از سال 1900 ميلادى به بعد

زمين لرزه‌هاى دستگاهى، آن دسته از زمين‌لرزه‌ها هستند که بعد از سال 1900 ميلادى روى داده‌اند. اين گروه از زلزله‌ها توسط دستگاه‌هاى لرزه‌نگارى در پايگاه‌هاى لرزه‌شناسى ثبت شده و مشخصات آنها به دست آمده است. تعداد محدود و توانايى پايين دستگاه‌هاى لرزه‌نگارى تا حدود سال 1960 ميلادى موجب شده تا آمار زمين‌لرزه‌هاى ثبت شده تا اين سال در مقايسه با زلزله‌هاى سال‌هاى بعد کمتر باشد و اين دستگاه قادر به مشخص نمودن بزرگى زلزله‌هاى کمتر از 5 نباشند. همزمان با افزايش تعداد ايستگاه‌هاى لرزه‌نگارى و تکميل دستگاه‌ها، اين نواقص برطرف شده و خطاهاى مربوط به تعيين مشخصات زمين لرزه‌ها کمتر شد.

بزرگ‌ترين زمين‌لرزه‌هاى روى داده در منطقه مربوط به سال‌هاى 1936 با بزرگى 2/5 و 1967 با بزرگى 5 بوده است.

از ميان زمين‌لرزه‌هاى روى داده در منطقه از سال 1383 به بعد کانون زمين‌لرزه تاريخ 5/4/83 در داخل جزيره قشم و کانون بقيه زمين‌لرزه‌ها خارج از جزيره (درون دريا) بوده است. بزرگ‌ترين زمين‌لرزه روى داده در منطقه نيز، زلزله روز سه‌شنيه 21 تير 84 با بزرگى 4/4 بوده که کانون آن در شمال درگهان (جنوب غرب بندرعباس ـ حوالى بندر شهيد رجايى) واقع شده است. مشخصات اين زمين‌لرزه‌ها در جدول 5 و نقشه کانون آنها در شکل 5 آورده شده است. آخرين زمين‌لرزه ثبت شده نيز پس‌لرزه روز 21 تير 1384 با بزرگى 8/2 بوده است.

بررسى زمين‌لرزه‌هاى ثبت شده و شناسايى مناطق وقوع زلزله نشان مى‌دهد که تقريباً بيش از 99 درصد زمين لرزه‌ها بزرگى کمتر از 6 داشته‌اند. بزرگ‌ترين زمين‌لرزه ثبت شده در نزديکى جزيره قشم، زلزله 24 آوريل 1949 در فاصله 29 کيلومترى شمال شهر قشم (حوالى بندرعباس) با بزرگى 5/6 و بيشترين شدت اعمال شده به منطقه مربوط به زلزله اول نوامبر 1975 با بزرگى 4/4 در فاصله 4 کيلومترى شرق قشم (در داخل دريا) بوده است. همچنين، بزرگ‌ترين زمين‌لرزه ثبت شده در سال‌هاى اخير، زلزله 21/12/2000 ميلادى (اول دى 1379) در جنوب غرب جزيره هنگام بوده که بزرگى 7/4 داشته است.

شايان توجه است که زمين‌لرزه‌هاى روى داده گرچه فراوان بوده اما تأثير چندانى بر روى جزيره قشم نداشته‌اند.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:7  توسط اسلامی  | 

سواحل

 

جزيره قشم با وسعتى نزديک به 1500 کيلومترمربع، بيشترين سواحل و کرانه‌ها را در بين جزاير خليج فارس به خود اختصاص مى‌دهد. سواحل زيتون، سيمين، جزاير ناز، سوزا، مسن، شيب‌دراز، سلخ و دوستکو از ديدنى‌ترين سواحل جزيره قشم محسوب مى‌شوند.

از ويژگى‌هاى ساحل شناختى اين جزيره، تنوع سواحل صخره‌اى، ماسه‌اى و گلى آن است که چنين خصوصيتى به‌طور يک جا در کمتر جزيره‌اى يافت مى‌شود. سواحل شنى و ماسه‌اى نقره‌فام و سيمين براق نيز از ديگر انواع سواحل در جزيره قشم محسوب مى‌شوند. ساحل صخره‌اى زيتون، ساحل شنى سيمين و سواحل گلى لافت و جنگل‌هاى حرا تنوع سواحل قشم را نشان مى‌دهند. ساحل صخره‌اى ريگو معروف به ساحل لاک‌پشت‌ها نيز از ديگر سواحل زيباى جزيره قشم است که لاک‌پشت‌ها در آنجا براى نفس‌گيرى و تغذيه به روى آب مى‌آيند.

خليج فارس به دليل برخوردراى از آبسنگ‌هاى مرجانى که از سطح ساحل به درون دريا گسترش يافته‌اند، به درياى مرجان نيز شهرت دارد. در بخشى از سواحل جزيره قشم واقع در مقابل جزيره هنگام و همچنين در ساحل زيتون روبه‌روى جزيره لارک، سواحل به شکل صخره‌اى و مرجانى است. اين ويژگى به گردشگران و بهره‌وران کرانه‌ها امکان مى‌دهد که بتوانند تا عمق زياد از دريا پيشروى کنند و پهنه وسيع‌ترى از سواحل کم‌عمق را مشاهده نمايند. به‌طور معمول در چنين سواحلى برخورد امواج با صخره سنگ‌ها و جدال هميشگى موج و مرجان، يکى از جلوه‌هاى طبيعت زيبا و افسونگر درياى قشم را به تماشا مى‌گذارد.

سواحل شنى، با لايه‌هايى از شن، ماسه و گاه سطوح پوشيده از رمل، منظر ديگرى از طبيعت دريا به روى گردشگران باز مى‌گشايد. در چنين سواحلى، بهره‌گيرى از گرما و تابش خورشيد و استراحت بر روى شن‌هاى نرم ساحل خاطره‌اى فراموش نشدنى است.

سواحل اطراف بندر لافت و خورها ـ يا کانال‌هاى دريايى جنگل‌هاى حرا ـ با پايين رفتن آب و قرار گرفتن در وضعيت جزر، پهنه‌هاى وسيعى از سواحل گلى را پيش روى نمايان مى‌سازند. اين پديده اکولوژيکى، يکى از عوامل غناى زيستى و جانورى اين گونه سواحل است. زيرا در اثر جزر و مد، مواد غذايى جديدى از بستر دريا به اين سواحل مى‌رسد. در اين هنگام، بيشتر آلودگى‌ها از بستر سواحل زدوده شده و عمل خودپالايى دريا بر روى آنها صورت مى‌پذيرد. تنوع مواد غذايى و آلى ناشى از جزر و مد، سبب شکل‌گيرى زيستبوم و طبيعت غنى و پرمايه مانگروها ـ يا جنگل‌هاى حرا ـ مى‌شود. جنگل‌هاى دريايى حرا به عنوان يکى از مهم‌ترين جاذبه‌هاى گردشگرى جزيره قشم، که هر روزه اين پديده اکولوژيکى را تجربه مى‌کنند، محل مناسبى براى زندگى انواع پرندگان و تخم‌گذارى آنها است.

امروزه برخى از زيباترين و مناسب‌ترين سواحل جزيره قشم، همچون سواحل زيتون و سيمين در کرانه‌هاى جنوبى جزيره، کاربرى‌هاى گردشگرى جديد يافته‌اند و از امکانات رفاهى و تفريحى ويژه‌اى برخوردار شده‌اند. ساحل زيتون در انتهاى جنوبى شهر قشم از جمله مکان‌هايى است که با طراحى خاص و استفاده مناسب از عناصر طراحى محيطى به مکانى زيبا براى بازديدکنندگان تبديل شده است. اين ساحل تماماً صخره‌اى و مرجانى است. ساحل سيمين ـ روبه‌‌روى غارهاى خربس و در مقابل زيارتگاه شاه شهيد ـ از جمله سواحل شنى جزيره قشم است که با وسعت زياد و برخوردارى از مجتمع اقامتى و تفريحى و پلاژشنا، در فصول مختلف سال پذيراى گردشگران و بازديدکنندگان جزيره قشم است. دسترسى آسان مسافران به سواحل و کرانه‌هاى جنوبى جزيره، و در کرانه‌هاى شمال وجود سواحل بکر و دست‌نخورده با چشم‌اندازهاى جذاب و ديدنى، جزيره قشم را به بهشت گردشگران و دوستداران ساحل و دريا تبديل کرده است.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:6  توسط اسلامی  | 

گنبد نمکى نمکدان

 

کوه نمکى ـ کوه نمکدان ـ در قسمت جنوب غربى جزيره، ويژگى عمده مجموعه کوهستانى غربى را تشکيل مى‌دهد. اين کوه که به شکل مخروط است تا ارتفاع 397 متر (قله کوه نمکدان) مى‌رسد. ساختار نمکى اين کوه از انباشته شدن صخره‌هاى آذرين با رسوبات تشکيل شده است. کوه گنبد نمکى، با بقاياى معادن نمک باستانى و چشمه‌هاى آب شور، به خودى خود يک ”اثر تاريخى طبيعى ديدني“ با امکانات آموزشى و تفريحى را به وجود آورده است.

گزارشى از گنبد نمکى نمکدان (قشم)

جزيره قشم از طريق تنگه کلارنس Clarence يا خورخوران از سواحل ايرانى جدا شده است. مرتفع‌ترين منطقه جزيره قشم، کيش کوه با ارتفاع 397 متر از کوه نمک تشکيل شده است که به کوه نمکدان نيز معروف است.

 

مشخصات زمين‌شناختى خليج فارس و جزيره قشم:

خليج فارس دريايى حاشيه‌اى (Marginal) است که توسط تنگه هرمز با اقيانوس هند ارتباط مى‌يابد. از نظر زمين‌شناسى ساختمانى، خليج فارس يک چاله تکتونيکى است که به اواخر پليوسن تا پليستوسن تشکيل شده و در نتيجه تداخل چين‌خوردگى‌هاى زاگرس و چين‌خوردگى‌هاى عربى شکل امروزى را پيدا کرده است. اغلب جزاير و تپه ماهورهاى زيردريايى نيز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمکى تشکيل شده‌اند (مؤمنى، 1375).

بررسى وضعيت زمين‌شناسى ساختمانى و جنس زمين‌هاى تشکيل‌دهنده جزيره قشم نشان مى‌دهد اين جزيره تاقديس عظيمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزيره مى‌باشد و به آخرين حرکات چين‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزيره چين‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونيکى جوان‌تر است. عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى ـ جنوبى بالا آمدن تدريجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دريايى مؤيد اين نظر است (واشقانى، 1377)

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:4  توسط اسلامی  | 

زمين شناسى قشم

بر اساس شواهد تکتونيکى و رسوب‌شناسى، مى‌توان قشم را بخشى از جنوب زاگرس در نظر گرفت. شباهت ظاهرى و همچنين هماهنگى در امتداد تاقديس‌هاى بزرگ جزيره قشم با تاقديس‌هاى زاگرس، خود شاهدى بر اين موضوع است.

تأثير گنبد نمکى کوه نمکدان بر بخش غربى جزيره کاملاً هويدا بوده و تغييرات مورفولوژيکى و تکتونيکى عمده‌اى را بر اين بخش از جزيره ايجاد کرده است.

· تاريخچه زمين‌شناسى و تکتونيک منطقه: بخش شمالى خليج فارس قسمتى از بخش جنوب شرقى زون ساختارى زاگرس را تشکيل مى‌دهد که با روند کمربند چين‌خورده‌ ـ راندگى شمال غربى ـ جنوب‌ شرقى در اثر آخرين فاز کوه‌زايى آلپين در پليو ـ پليئستوسن چين‌خورده و دگرريخت شده است. سازندهاى زمين‌شناسى اين کمربند ممکن است محدوده سنى پالئوزوئيک پيشين تا ترشيرى داشته باشند و شامل دياپيرهاى منسوب به پالئوزوئيک پيشين به نام سرى هرمز بوده که تا عهد حاضر به طرف سازندهاى بالايى و تا روى زمين فعال بوده‌اند. بر اساس نظر اکثريت زمين‌شناسان اين منطقه از نظر تکتونيکى از زمان ترشيرى پسين به عنوان ناحيه فعال تکتونيکى بخش جنوبى پيشانى ديگر ريختى يا کمربند همگرايى (بين‌النهرين و حوزه خليج فارس) و همچنين حاشيه‌هاى صفحه فشارشى و برخوردى قاره ايران ـ عربى، فعال بوده است.

منطقه واقع در پايانه جنوب شرقى خليج فارس در امتداد جزاير هرمز، قشم توسط عوارض ساختمانى، رسوبى و زمين‌شناسى همانند خشکى مادر (main Land) مشخص مى‌شود که با 5/2 کيلومتر پهنا در باريک‌ترين جاها از آن فاصله دارد. دريابارهاى رسوبات ترشيرى در جزيره قشم به‌طور بخشى همراه با نهشته‌هاى کواترنرى بوده، بنابراين از نيروهاى تکتونيکى فشارشى در ارتباط با فاز کوه‌زايى آلپين منتج شده است.

پادگانه‌هاى دريايى کواترنرى اغلب به‌طور افقى با سطح پلکانى با اندکى شيب به طرف درياها به خوبى گسترش يافته‌اند. پادگانه‌هاى قديمى‌تر مخصوصاً آنهايى که بر روى ساختمان‌هاى تاقديسى قرار دارند شيب‌ تندترى داشته و به‌طور ملايم چين‌خوردگى دارند. پادگانه‌ها از مرجان‌ها، پوسته‌هاى جانورى و رسوبات دريايى نهشته شده در بخش‌هاى ساحلى قديمى ساخته شده و ضخامتشان از چندين متر تا حدود 10 متر متغير است.

از نظر ترکيب، آنها شامل نهشته‌هاى مرجان، لوماشل ماسه سنگى ـ آهکى (لوماشل گريت استون ـ آهکى) و ماسه سنگ بوده که معمولاً با يک سطح سفت (duricrusted)، به‌طور دگرشيب سازند سنگ بستر ضخيم‌تر اما ضعيف‌تر (معمولاً طبقات ماسه سنگ قرمز و مارن سيليتى ـ ميوسن ـ پليوسن، سازندهاى ميشان و بر روى آن آغاجارى) را مى‌پوشانند. گسترش داخلى خشکى پادگانه‌هاى دريايى حداکثر در حدود 10 کيلومتر از خط ساحلى عهد حاضر در جزيره قشم قابل مشاهده است.

چينه‌شناسى سازندهاى رخنمون يافته در جزيره قشم

1 ـ سرى هرمز:

اين سرى در گنبد نمکى نمکدان رخنمون يافته (در جاى خود به مکانيسم جايگيرى گنبدهاى نمکى اشاره خواهد شد). از سال 1851 ميلادى تاکنون درباره اين سرى بحث‌هاى زياد شده و آنها را به سن‌هاى مختلف با به‌هم‌ريختگى يا بدون به‌هم‌ريختگى نسبت داده‌اند (مجموعه مقالات سمپوزيوم دياپريسم با نگرشى ويژه به ايران دو جلد ـ 1369). پيلگريم معتقد است که اين سرى، مخصوصاً در استان هرمزگان، يک سرى نمکى در پايين و يک رديف رسوبى ـ آتشفشانى در بالاست که به چهار بخش قابل تقسيم است:

1 ـ سنگ نمک در پايين

2 ـ مجموعه قرمزى شامل مارن، انيدريت و سنگ‌هاى ماگمايى اسيدى و بازيک همزمان و جوان‌تر (باعث گرانيتينراسيون متاسوماتيزم و دگرگونى در ميان آنها).

3 ـ آهک‌هاى سياه‌رنگ جلبکى

4 ـ در هر گنبد نمکى بستگى به همان گنبد دارد بيشتر ماسه سنگ‌هاى قرمز خاکسترى و سبز رنگ با توفيت‌هاى ريزدانه سفيدرنگ، انيدريت‌هاى با ضخامت دسيمترى با سنگ‌هاى آهکى به همان رنگ.

تريلوبيت‌هاى گزارش شده توسط ليز (less 1929) که توسط کينگ (king 1930) شناسايى شده‌اند و نيز آکريتارک‌هاى شناسايى شده توسط قويدل (1369) در چاه دارنگ شماره 1 و شاه شيرين 1 سن‌سرى هرمز را کامبرين ميانى منسوب مى‌کند. بر اساس گزارش‌ها و نقشه‌هاى صمديان (1369، 1982) که سازندهاى ديگر موجود در جزيره و ويژگى‌هاى آنها عبارتند از:

2 ـ سازند ميشان:

اين سازند در هسته برخى از تاقديس‌هاى جزيره قشم (تاقديس‌هاى هلر، گورزين، سلخ و...) و نيز در قسمت کوچکى از ديوارهاى گنبد نمکى نمکدان قابل شناسايى است. بخش پى اين سازند آهک در روستاى گورى است که اين بخش در نزديکى گنبد نمکى نمکدان (از طرف تاقديس سلخ) پنهان بوده و به وسيله گمانه‌زنى ضخامت آن 100 متر برآورد شده است. سن سازند ميشان ميوسين پسين است.

3 ـ سازند آغاجارى:

اين سازند در ناحيه، تناوبى از لايه‌هاى ماسه سنگ آهکى و مارن بوده و با سازند زرين آن همبرى عادى داشته و همبرى آن با نهشته‌هاى جوان‌تر ناپيوستگى زاويه‌دار است. سازند فوق، بدنه اصلى ساخت تکتونيکى جزيره قشم را به وجود آورده و در تمامى تاقديس‌هاى هلر، سوزا، گورزين، نقاشه، سلخ، باسعيدو و... برونزد اصلى را دارد.

در نواحى قشم و بندرعباس اين سازند داراى ناپيوستگى‌هاى مرکب بين سازندى بوده و پى لايه‌هاى موجود در بين دو ناپيوستگى از يک لايه نازک کنگلومرايى تشکيل شده است. از نظر ديرينه‌شناسى، ريزسنگواره‌هاى روزن‌بران (فرامينيفرها) سن عمومى جوان‌ترين لايه‌هاى اين سازند را ميوسن پسين نشان مى‌دهد (James and wind, 1965) مطالعه چند نمونه از نانوپلانکتون بخش بالايى اين سازند در جزيره قشم (توسط خانم فاطمه هادوى) سن پليوسن پسين را به آنها مى‌دهد. سازندهاى محلى جزيره قشم (نامگذارى و شرح توسط صمديان 1369، 1982)

4 ـ آهک قشم:

نهشته‌هاى ساحلى فسيل شده به‌صورت پادگانه‌هاى دريايى که به حالت کلاهکى رسوبات کهن‌تر خود را پوشانده و در سمت ساحل عموماً پرتگاه‌هاى دريايى بى‌شمارى را به وجود مى‌آورد. به‌طور کلى آهک قشک يک آهک اليتى تخريبى و نسبتاً سفت است که داراى پوسته‌هاى فسيلى فراوان و کمى مواد تخريبى حمل شده و سيمان کلسيتى است. در برخى نواحى نزديک به ساحل اين آهک تغيير رخساره داده و با آهک‌هاى ريفى جايگزين مى‌شود. واحد قشم با ضخامت ميانگين 5-4 متر به روى بخش‌هاى ساحلى تاقديس‌هاى جزيره قشم نشسته است. سن‌راديومترى به روش کربن 14، سنى در حدود 25 تا 40هزار سال پيش با ميانگين 25 تا 30هزار سال پيش را براى اين سازند به دست مى‌دهد.

5 ـ کنگلومراى دولاب

اين واحد از منشاء آبرفتى و به شکل رسوبات مخروط‌افکنه است. رسوبات آن، در جزيره قشم، تنها در روى تلاقى دماغه‌هاى تاقديس سلخ و باسعيدو ديده مى‌شود که از يک کيلومترى شمال گنبد نمکى نمکدان شروع شده و به سمت شمال تا جنوب بلافصل روستاهاى دولاب و تمگس (در نزديکى تنگه خوران) ادامه دارد. بر اساس جايگاه چينه‌شناسى سن آن هولوسن پيشين در نظر گرفته شده است.

6 ـ ماسه سنگ سوزا

اين واحد منشاء دريايى داشته و در پاره‌اى از نقاط جزيره قشم با گسترش کم قابل مشاهده بوده و از ماسه سنگ آهکى شن‌دار و ريگ‌دار افقى همراه با سنگواره‌هاى بسيار ساخته شده است. اين واحد در پى کنگومرايى است و ضخامت آن 3 تا 4 متر و سن آن نيز به روش کربن 14 حدود چهار تا پنج‌هزار سال پيش تعيين شده است.

7 ـ رسوبات هولوسن پسين

برخى از نقاط ساحلى جزيره و نيز کل قسمت ميانى (از شمال تا جنوب جزيره) توسط اين رسوبات پوشيده شده‌اند.

چهار نمونه از سواحل شمالى و جنوبى طبل و سواحل شمالى و جنوبى کانى از عمق 3 سانتى‌مترى خاک توسط وزارت کشاورزى در رابطه با مطالعات جامع احياء و توسعه کشاورزى و منابع طبيعى حوزه‌هاى آبريز رودخانه‌هاى کشور برداشت شده و در سازمان زمين‌شناسى کشور مورد مطالعه رسوب‌شناسى قرار گرفته است. نتيجه‌گيرى اينکه رسوب هيچ‌کدام منشاء از رودخانه کل نداشته و به نظر مى‌رسد که کليه رسوبات از عمل تخريب حمل دريا و بازگشت حاصل از امواج به وجود آمده‌اند. البته تعداد نمونه‌هاى ارسالى براى اظهارنظر کافى نبوده و بررسى شرايط زمين‌شناسى و فيزيکوشيميايى حدفاصل هرمزگان و قشم اهميت زياد دارد.

علاوه بر مطالعات صمديان 1369 و 1982، رئيس و همکاران 1998 در مطالعاتشان 18 پادگانه دريايى جزيره قمش را تا ارتفاع 220 مترى شناسايى کرده‌اند که با روش‌هاى راديومترى از نهشته‌هاى صدف‌هاى دريايى و مرجان‌ها آزمايش به عمل آمد که اغلب کريستاليزه بودند ولى نمونه‌هاى زير ارتفاع 30 متر غيرکريستاليزه بوده و ميزان بالاآمدگى کلى را 2/0 ميلى‌متر در سال و در نزديکى گنبدنمکى قشم، اين بالاآدگى سريع‌تر بوده و براى پريود زمانى 5 تا 6هزار سال قبل در حود 6 ميلى‌متر در سال به دست آمد. البته اين اعداد تا حدودى با اندازه‌گيرى‌هاى قبلى اختلاف نشان مى‌دهد که بيشتر به علت روش‌هاى کار و کريستاليزاسيون و آلودگى فسيل‌ها مى‌تواند باشد.

در مطالعه اخير که توسط پروسر و همکاران (Preusser et al. 2001) براى جزيره کيش منتشر شده است ميزان بالاآمدگى تا حداکثر 32 ميلى‌متر در سال نيز تخمين زده شده است.

· تشکيل گنبدهاى نمکى: در تمام جزيره‌هاى چهارگانه (قشم، هرمز، لارک، هنگام) با گنبدهاى نمکى روبه‌رو هستيم و به غير از جزيره قشم پيدايش سه جزيره ديگر در ارتباط مستقيم با گنبدهاى نمکى است. بالا آمدن نمک را مى‌توان تحت‌تأثير گرانش واژگون، رفتار ويسکوپلاستيکى آن، نيروهاى تکتونيکى وارده، و وجود نقاط ضعف در مسير صعود نمک در نظر گرفت.

به علت مطالعات بيشتر و وجود کانسار قابل توجه گل اخرا جزيره هرمز از اهميت خاصى در توصيف گنبدهاى نمکى برخوردار است. که از نظر کانى‌شناسى و سنگ‌شناسى نيز براى مطالعه گنبدهاى نمکى راهنماى خوبى است. زمين‌شناسى گنبد نمکى جزيره هرمز توسط الياسى و همکاران، 1355 (توسط گروه زمين‌شناسى دانشگاه تربيت معلم) انجام گرفته است. در جزيره هرمز سنگ‌هاى آذرين ريوليت، تراکيت، بازالت‌هاى تجزيه شده، دياباز و مينراليزاسيون کانى‌هاى حرارت بالا از قبيل پيروکسن، آمفيبول و اليژيست (پولک‌هاى نازک شش گوش با سطوح رمبوئدرى و بيناکوئيدى)، کوارتز و پيريت در حفره‌ها و شکستگى‌هاى سنگ‌هاى آذرين قابل مشاهده است. همچنين در سنگ‌هاى رسوبى قديمى اين جزيره کانى‌ها درجازا نظير دولوميت، پيريت و کوارتز به وفور يافت مى‌شود.

يکى از کانسارهاى قابل توجه و مهم اين جزيره اخرا است که از طريق شستشوى سنگ‌هاى آهن‌دار توسط آب‌هاى نافذ و انتقال اکسيد آهن سه ظرفيتى به اعماق زمين حاصل شده است. ژيزمان اين کانسار به‌صورت توده‌هاى بزرگ عدسى شکل است که در حد فاصل سنگ‌هاى تبخيرى و برش هترروژن آهن‌دار قرار گرفته است.

ويژگى بارز جزيره پديده فرسايش است که تپه‌ها و کوه‌هاى به شدت فرسايش يافته را به وجود آورده و مناطق مسطحى نيز که مواد آبرفتى را باد و باران به همراه آورده و رسوب داده است. در جاى جاى جزيره ديده مى‌شود.

در جزيره قشم گستره‌هاى وسيعى نزديک به دريا و نيز تپه‌ها و کوه‌هايى با ارتفاع حداکثر 400 متر وجود دارد. نزديک به يک سوم مساحت جزيره نسبتاً مسطح و بقيه کم و بيش پستى و بلندى‌هاى قابل دسترسى است.

· پستى و بلندى‌هاى: جزيره قشم از ناهموارى‌هاى آهکى تشکيل شده است.

ـ در جنوب و پشت شهر قشم (منتهى‌اليه شرق جزيره)، زمين به تدريج ارتفاع مى‌يابد و به تپه‌هاى معروف به ”پرتگاه قشم“ ختم مى‌شود. بلندترين نقطه در پرتگاه قشم در 5 کيلومترى شهر قشم واقع شده و 170 متر ارتفاع دارد.

ـ ارتفاعات جزيره را غالباً تراس‌هايى تشکيل مى‌دهند که دامنه‌هاى آنها شيب تند دارند و اغلب مضرس (داندانه داندانه)اند.

ـ بلندترين نقطه جزيره «کيش کوه» است با ارتفاع 397 متر که در 35 کيلومترى شرق باسعيدو واقع شده. از آنجا که اين کوه از نمک تشکيل شده، به همين دليل به کوه نمکدان نيز معروف است.

ـ در 3 کيلومترى شمال شهر سوزا قله سفيدرنگ و مخروطى شکلى وجود دارد به ارتفاع 135 متر.

ـ ”قله فينگر“ به ارتفاع 280 متر و کوه ”بيسکو“ به ارتفاع 294 متر در غرب کوهستان مخروطى شکل سوزا قرار گرفته‌اند.

· واحدهاى زيست محيطى: جزيره قشم و جزاير اطراف آن به سه واحد زيست‌محيطى عمده تقسيم شده، که عبارتند از:

الف‌ـ مناطق خاکى: در مورد مناطق خاکى 7 واحد عمده شناسايى شده‌اند:

1 ـ مناطق کوهستانى قشم شرقى

قسمت شرقى جزيره قشم مشخصاً از فلات‌هاى کوهستانى است که توسط دره‌ها و زمين‌هاى پست از يکديگر جدا شده‌اند.

2 ـ مناطق کوهستانى قشم غربى

قسمت غربى جزيره را يک محدوده بزرگ کوهستانى تشکيل مى‌دهد. اين محدوده از دشت ديرستان در شرق به انتهاى غربى جزيره کشيده شده است که در بيش از نصف طول جزيره امتداد دارد.

قسمت عمده غرب جزيره قشم را محدوده کوهستانى اشغال نموده و تنها يک قسمت باريک از زمين‌هاى پست بين اين محدوده و دريا باقى گذاشته است.

 3 ـ کوه گنبدنمکى

کوه نمکى ـ کوه نمکدان ـ در قسمت جنوب غربى جزيره، ويژگى عمده مجموعه کوهستانى غربى را تشکيل مى‌دهد. اين کوه که به شکل مخروط است تا ارتفاع 397 متر (قله کوه نمکدان) مى‌رسد. ساختار نمکى اين کوه از انباشته شدن صخره‌هاى آذرين با رسوبات تشکيل شده است. کوه گنبد نمکى، با بقاياى معادن نمک باستانى و چشمه‌هاى آب شور، به خودى خود يک ”اثر تاريخى طبيعى ديدني“ با امکانات آموزشى و تفريحى را به وجود آورده است.

گزارشى از گنبد نمکى نمکدان (قشم)

جزيره قشم از طريق تنگه کلارنس Clarence يا خورخوران از سواحل ايرانى جدا شده است. مرتفع‌ترين منطقه جزيره قشم، کيش کوه با ارتفاع 397 متر از کوه نمک تشکيل شده است که به کوه نمکدان نيز معروف است.

 

مشخصات زمين‌شناختى خليج فارس و جزيره قشم:

خليج فارس دريايى حاشيه‌اى (Marginal) است که توسط تنگه هرمز با اقيانوس هند ارتباط مى‌يابد. از نظر زمين‌شناسى ساختمانى، خليج فارس يک چاله تکتونيکى است که به اواخر پليوسن تا پليستوسن تشکيل شده و در نتيجه تداخل چين‌خوردگى‌هاى زاگرس و چين‌خوردگى‌هاى عربى شکل امروزى را پيدا کرده است. اغلب جزاير و تپه ماهورهاى زيردريايى نيز در اثر بالا آمدن گنبدهاى نمکى تشکيل شده‌اند (مؤمنى، 1375).

بررسى وضعيت زمين‌شناسى ساختمانى و جنس زمين‌هاى تشکيل‌دهنده جزيره قشم نشان مى‌دهد اين جزيره تاقديس عظيمى است که محور آن منطبق بر محور طولى جزيره مى‌باشد و به آخرين حرکات چين‌خوردگى زاگرس مربوط است. در داخل جزيره چين‌خوردگى‌هاى درهمى وجود دارد که حاکى از حرکات تکتونيکى جوان‌تر است. عملکرد گسل‌هاى فعال با امتداد شمالى ـ جنوبى بالا آمدن تدريجى گنبد نمکى نمکدان و حضور پادگانه‌هاى دريايى مؤيد اين نظر است (واشقانى، 1377)

چينه‌شناسى جزيره قشم

سازند هرمز قديمى‌ترين سازند موجود در جزيره قشم است که در بخش غربى آن به‌صورت گنبد نمکى نمکدان برونزد دارد.

سازند هرمز شامل رسوبات تبخيرى با ضخامت تقريبى هزار متر است که مابين پى سنگ و پوشش رسوبى زاگرس واقع است.

پى سنگ سازند ميشان ـ به نام آهک گورى ـ در گنبد نمکى نمکدان به ضخامت 30 متر برونزد دارد. اين بخش آهکى که کرم رنگ است از دور به شکل سنگ‌هاى مقاوم ديده مى‌شود. سازند ميشان با داشتن فسيل‌هاى جانورى فراوان، ميوسن آغازين تا ميانى را دارد.

سازند آغاجارى نيز با داشتن بيشترين رخنمون در سطح جزيره از ماسه سنگ‌هاى آهک‌دار به رنگ قهوه‌اى و خاکسترى، رگه‌هاى گچ، مارن‌هاى قرمز و سيلتستون تشکيل شده است. سن سارند آغاجارى ميوسن فوقانى تا پليوسن است.

واحدهاى سنگى جديد شامل واحدهاى ماسه سنگى ويرستان، واحد آهکى قشم، واحد ماسه سنگى سوزا واحد کنگلومرايى دولاب و نهشته‌هاى عهد حاضر مى‌باشد.

گنبد نمکى نمکدان

گنبد نمکى نمکدان تنها گنبد نمکى در جزيره قشم است که از ميان دماغه جنوب، قديس سلخ و دماغه شمال غربى تاقديس باسعيدو بالا آمده است و در نقشه‌ تقريباً دايره‌اى شکل و به قطر 7×5/6 کيلومتر است. بام گنبد داراى توپوگرافى نامنظم است و ديواره آن بسيار پرشيب مى‌باشد.

گنبد نمکى نمکدان مشتمل از نمک و گچ، قطعات ناهمگن از آهک دولوميتى سياه رنگ و شيل‌هاى آهکى، آگلومراهاى آتشفشانى و گدازه‌هاى ريولتى است. سنگ‌هاى فراگير گنبد داراى لايه‌هاى نازک هماتيتى است. در اين گنبد توده سرپانيتن سبزرنگ وجود دارد و در بام آن حدود 30 متر آهک دولوميتى ديده مى‌شود. (صمديان، 1369).

در بخش جنوبى گنبدنمکى نمکدان، غارهاى نمکى (Salt Caves) بسيار زيبا و شگفت‌انگيزى وجود دارد که ارتفاع آن تا 20 متر نيز اندازه‌گيرى شده است. سقف غار به وسيله قنديل‌هاى فراوانى پوشيده شده است که با گذشت زمان در اثر نفوذ آب تغيير تشکيل مى‌دهند.

غارهاى نمکى جزيره قشم طولانى‌ترين غار در نوع خود هستند.

از ميان غارهاى نمکى زيبا و عجيب، آب زيرزمينى دائمى نيز جريان دارد که در تمام طول سال جارى است و در دامنه کوه به‌صورت چشمه نمکى است که منظره بسيار زيبا و ديدنى را ايجاد مى‌کند.

برخاست گنبد نمکى نمکدان، که جنبش‌هاى آن از ميوسن پسين و پليوسن پيشين آغاز شده است، تحت‌تأثير نيروهاى حاصل از اختلاف چگالى نمک و سنگ‌هاى دربرگيرنده بوده که حرکات تکتونيکى نيز شتاب آن را بيشتر نموده است.

حالت برشى بخش گورى وجود لايه‌هاى کنگلومرايى با قلوه‌هاى از گنبد نمکى نشانه‌هايى از برخاست گنبد نمکى در حين رسوب‌گذارى سازند ميشان است.

سازند آغاجارى که بخش اعظم ديواره‌هاى گنبد را دربرمى‌گيرد، دگر شکلى يافته است.

جنبش‌هاى جوان گنبد نمکدان مربوط به 4هزار سال گذشته است که با افراشتگى واحد ماسه سنگى سوزا (در نزديکى گنبد نمکى نمکدان) به ميزان 5/3-3 ميلى‌متر در هر سال مشخص مى‌شود. (صمديان، 1369)

4 ـ زمين‌هاى باير

در قسمت مرکزى جزيره، يک منطقه مشخص زمين باير وجود دارد که به آسانى قابل مشاهده است. شرايط اقليمى کاملاً خشک همراه با خاک و صخره‌هاى اعجاب‌انگيزى اين منطقه، محيط را دشمن حيات ساخته است.

5 ـ مناطق عمده کشاورزى

دشت توريان مرکز کشاورزى جزيره است. منطقه‌اى در قسمت غربى جزيره، از طبل به بندر گورزين نيز از جمله مناطق کشاورزى قابل توجه جزيره را تشکيل مى‌دهد. به دليل بارندگى اندک و نامنظم و دماى زياد و ميزان بالاى تبخير، شرايط طبيعى قشم براى کشاورزى نامساعد است. منطقه تحت کشت و زرع جزيره تنها حدود 30 کيلومترمربع تخمين زده شده است، يعنى حدود 2 درصد کل مساحت جزيره.

6 ـ زمين‌هاى پست

جزيره قشم از جلگه‌هاى مسطح با ارتفاع کم تشکيل شده که پوشيده از بازمانده‌هاى آبرفتى نرم (آهک رس، ماسه و لجن) است. جابه‌جايى بازمانده‌هاى آبرفتى توسط باد موجب افزايش اين مواد به ويژه لجن و ماسه مى‌شد. در جزيره، توده‌هاى شن ساحلى نيز وجود دارد. مهاجرت پرندگان ممکن است از طريق کريدور زمين‌هاى پست بر فراز دشت ديرستان انجام شود. پرندگان آبى، به‌خصوص ممکن است توسط زمين‌هاى پست که به‌طور فصلى از سيلاب پر مى‌شوند و اغلب در کرانه‌هاى خليج ديرستان ديده مى‌شوند جلب شوند. در بازگشت پرندگان از آفريقا، اين نوع محل سکونت اولين توقفگاه طبيعى براى تغذيه و استراحت پرندگان پس از پرواز از فراز تنگه هرمز است.

7 ـ شوره‌زار

دشت‌هاى ساحى در منطقه جزر و مدى شامل مناطق وسيعى ”شوره‌زار“ با بقاياى حاصل از تبخير و بقاياى حاصل از جزر و مد و باد است. اين نوع دشت‌هاى بيشتر در غرب ناحيه جنگلى حرا ديده مى‌شوند.

ب‌ـ مناطق جزر و مدى: جزر و مدهاى جزيره به‌طور عمده روزانه هستند. تفاوت‌هاى جزر و مد در طول کرانه شمالى جزيره قشم، به علت جزر و مدهاى باسعيدو و لافت، قابل توجه است. در طول کرانه جنوبى جزيره قشم، تفاوت جزر و مدى کمتر از جزر و مدهاى کرانه شمالى است.

در بيشتر ايام سال، در سواحل جزيره قشم يک جريان حرکت آب به طرف غرب نشان داده مى‌شود. ميزان اين جريان به‌طور معمول کمتر از يک گروه دريايى است. جريان جزر و مدى در هر دو سوى ساحلى جزيره ظاهر مى‌شود و در قسمت شمالى تنگه خواران جريان جزر و مدى تا 2/2 گره درياى اندازه‌گيرى شده است.

ج‌ـ محيط دريايى: در قسمت شمالى جزيره قشم امواج عموماً کوتاه بوده و به وسيله باد توليد مى‌شوند. در محيط دريايى جزيره قشم حدود 11 گونه خرچنگ وجود دارد.

يک بستر پرورش ميگو نيز در قسمت شرقى تنگه خواران قرار دارد.

آب‌هاى ساحلى جزيره قشم از ماهى غنى است. ماهيگيرى از مشاغل مهم است و در دريا به‌صورت باز و يا کاربرد تورهاى ثابت متداول است.

لاک‌پشت سبز در آب‌هاى جزيره هنگام و لارک و همچنين در تنگه خواران در شرق لافت وجود دارد. ساحل شنى در شرق روستاى کانى و همچنين در ساحل شيب‌دراز محل‌هاى مهم براى اين گونه لاک‌پشت‌هاى دريايى است.

دلفين بينى بطرى هم از عمده پستانداران منطقه است در حالى‌که وال سفيد (نهنگ) کمتر ديده شده است.

در بخش مربوط به حيات جانورى جزيره قشم، به تفصيل در اين باره سخن خواهد رفت.

· ميزان عمق آب در اطراف جزيره: اگر سواحل جزيره‌ى قشم را به دو نوار شمالى و جنوبى تقسيم کنيم ميزان عمق آب در نوار شمالى در امتداد سواحل ايران که تنگه خواران را در برمى‌گيرد نسبت به ميزان عمق آب در نوار جنوبى کمتر است. در نوار شمالى از دماغه باسعيدو به سمت شرق تا روستاى گوران ميزان عمق آب 2 تا 8 متر است که اين عمق بيشترين گسترش را دارد. در برخى از نقاط عمق آب به 10 تا 14 متر نيز مى‌رسد که البته گسترش اين عمق محدود است.

از گوران تا بندر لافت که جنگل‌هاى حرا گسترش دارند عمق آب بين 5 تا 9 متر است که به‌طور پراکنده در برخى از نقاط عمق 10 تا 12 متر نيز به چشم مى‌خورد. از دماغه لافت تا شهر قشم بيشترين گسترش را عمق 10 تا 12 متر دارد و در بعضى نقاط عمق آب به 22 تا 23 متر نيز مى‌رسد.

عميق‌ترين بخش در نوار شمالى جزيره تنگه خواران، بين دماغه لافت و آبادى پل است که عمق آب تا 29 متر مى‌رسد. در نوار ساحلى جنوبى جزيره عمق آب از غرب به شرق افزايش مى‌يابد، تا روستاى صلخ عمق 3 تا 5 متر گسترش دارد، تنها در يک نقطه در منتهى‌اليه غربى جزيره عمق آب به 11 متر مى‌رسد. در سواحل کنارى صلخ عمق تا 5 متر و هرچه از ساحل دور شويم عمق آب افزايش يافته و تا حدود 23 متر مى‌رسد. از صلخ تا شيب دراز که خليج ديرستان و تنگه هنگام را دربرمى‌گيرد عمق آب 3 تا 8 متر است، تنها در قسمتى از تنگه هنگام عمق به 16 متر مى‌رسد. از سواحل شيب دراز به سمت شرق تا سواحل شهر قشم که آب بيشترين عمق را در اين بخش از جزيره دارد، عمق آب به 45 تا 51 متر مى‌رسد. (نقشه شماره 13)

· عميق‌ترين نقطه اطراف جزيره: در نوار شمالى جزيره قشم که تنگه خواران را در برمى‌گيرد عميق‌ترين بخش بين دماغه لافت و بندر پل است که عمق آب به 29 متر مى‌رسد. در نوار ساحل جنوبى جزيره از سواحل شيب دراز به سمت شرق تا سواحل شهر قشم آب بيشترين عمق را دارد، عمق آب در اين بخش به 45 تا 51 متر است.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:1  توسط اسلامی  | 

مساحت جزيره

مساحت جزيره 1491 کيلومترمربع، حدود 5/2 برابر دومين جزيره بزرگ خليج فارس يعنى بحرين است.

طول جزيره از بندر قشم، تا بندر باسعيدو در انتهاى جزيره را در منابع مختلف بين 100 تا 130 کيلومتر تخمين زده‌اند و بيشتر روى طول 115 و 120 کيلومتر تکيه شده است. در گزارش توجيهى اجراى قانون تعاريف، طول سراسرى جزيره‌ى قشم را 120 کيلومتر ذکر کرده‌اند. عرض جزيره، در نقاط مختلف متفاوت بوده و به‌طور متوسط داراى سه عرض: کم (بين طبل و سلخ)، زياد (بين لافت کهنه و شيب دراز) و متوسط (در منطقه اسکان) است.

با اين وجود، عرض متوسط جزيره قشم را 11 کيلومتر مى‌توان محسوب داشت.

قسمت وسيعى از کرانه‌هاى شمالى جزيره با جنگل دريايى حرا، که افزون بر 150 کيلومترمربع است، پوشيده شده است. به اين ترتيب، جزيره قشم نه تنها بزرگ‌ترين جزيره خليج فارس شمرده مى‌شود بلکه با وسعتى افزون بر 1500 کيلومترمربع، از 23 کشور بزرگ‌تر است و از جمله: 5/2 برابر بحرين، 5/2 برابر سنگاپور، 5/2 برابر سان‌مارينو، 5/1 برابر هنگ‌کنگ، 5 برابر مالديو و 70 برابر ماکائو است.

qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:52  توسط اسلامی  | 

موقعيت جغرافيايى قشم

اين جزيره از شمال به شهر بندرعباس، مرکز بخش خمير و قسمتى از شهرستان بندر لنگه، از شمال‌شرقى به جزيره‌ى هرمز، از شرق به جزيره‌ى لارک، از جنوب به جزيره‌ى هنگام و از جنوب غربى به جزاير تنب بزرگ و کوچک و بوموسى محدود مى‌گردد. فاصله جزيره‌ى قشم (از بندر قشم) تا بندرعباس 8/10 مايل (20 کيلومتر)، تا بندر هرمز 72/9 مايل (18 کيلومتر)، جزيره لارک (تا مرکز دهستان لارک) 85/4 مايل (9 کيلومتر)، تا جزيره بوموسى 01/88 مايل (163 کيلومتر) و جزيره تنب بزرگ 55/61 مايل (114 کيلومتر) است.

نزديک‌ترين بندر در ساحل اصلى کشور به جزيره‌ى قشم، بندرعباس است که فاصله آن تا محل سربندر قشم 8/10 مايل دريايى (20 کيلومتر) است. نزديک‌ترين فاصله اين جزيره به ساحل اصلى کشور، در دماغه‌ى شمالى جزيره، در محل بندر لافت (در جزيره‌ى قشم) تا آبادى پل، مرکز دهستان خمير (در ساحل اصلى کشور) که فاصله آن در حدود يک مايل دريايى (1800 متر) بوده و در آينده محل احداث پل خليج فارس خواهد بود. جزيره‌ى قشم در شمال داراى دماغه‌هاى قشم، لافت و باسعيدو و در جنوب دماغه ديرستان است.qeshm

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:43  توسط اسلامی  | 

تنگه هرمز

تنگه هرمز يکى از مهم‌ترين راه‌هاى آبى جهان است. اين تنگه، ارتباط 900 کيلومتر راه آبى جنوب کشور را به آب‌هاى آزاد جهان‌ـ از طريق درياى عمان‌ـ ميسر مى‌سازد.

تنگه هرمز نزديک به 55 کيلومتر عرض دارد و عميق‌ترين نقطه آن (در شمال جزيره مسندام) 182 متر است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:42  توسط اسلامی  | 

خليج فارس

خليج فارس با مساحت 225000 کيلومترمربع، عرض‌هاى متفاوت دارد. کمترين عرض آن 180 کيلومتر و بيشترين عرض آن 300 کيلومتر است.

طول خليج فارس از دهانه اروندرود تا تنگه هرمز 900 کيلومتر است.

عمق آب‌هاى خليج فارس به‌طور متوسط در شرق بين 50 تا 80 متر و در غرب حدود 10 تا 30 متر است. ژرف‌ترين نقطه خليج فارس گودالى است به عمق 93 متر که در 15 کيلومترى جنوب جزيره تنب بزرگ واقع شده است.

خليج فارس از مراکز مهم صيد ماهى و مرواريد است و در کف آن توده‌هاى وسيع مرجانى ديده مى‌شود.

به علت ادامه طبقات نفت‌خيز زاگرس به سمت جنوب، در لايه‌هاى زيرين خليج فارس منابع مهم نفت و گاز وجود دارد که بخش بزرگى از آن به بهره‌بردارى رسيده است.

به علت پهناى کم تنگه هرمز، جزر و مد خليج‌ فارس هميشه اندکى عقب‌تر از جزر و مد درياهاى آزاد صورت مى‌گيرد

qeshm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:41  توسط اسلامی  |